جامعه دردمند                                   

مقدمه:انسان از بدو تولد خویش همواره در مسیرش با مشکلات متعددی روبرو میشود واصولا دنیای ما دنیای مشکلات ودرد است وبدیهی است دردهاومشکلات ،انسان را در معرض افسردگی وسستی در گذران امور زندگی قرار میدهد ولی با وجود همه مشکلات  وآلام که جزو طبیعت زندگی انسان است راه وچاره ای جزمقابله با فرازونشیب های زندگی را برایش باقی نمی گذارد،اینجاست که امتیاز انسان بودن انسان به داد وی میرسدوهنر انسان بودن خویش را  به رخ دیگر موجودات می کشدولی هنر هرکسی نیست که در جنگ با مشکلات براحتی بر همه آنها فائق آید بنابراین هنر حل مشکلات یکی از زوایای قابل توجه خلقت انسان است.     متاسفانه ما در برهه ای اززمان زندگی میکنیم که کمتر کسی برای رسیدن به هدف مطلوب خویش، خویشتن را به زحمت می اندازد وبا ارائه ابتکارات وخلق روشهای نوین در جهت رسیدن به شرایط ایده آل ،زندگی را به کام خود ودیگران شیرین نماید.محتوی:  ظرفیت و شخصیت هر جامعه ای ارتباط مستقیم با علم وفرهنگ وادب انسانهای آن جامعه دارد وعلم وفرهنگ هیچ جامعه ای ارتقاء نمی یابد مگر آنکه افرادش نسبت به مضامین فرهنگی آگاهی داشته وبه معنی واقعی در مسیر پر فراز ونشیب آن قرار گیرد وباچالشهای موجود به مقابله بپردازد  جامعه ای که نسبت به ارزشها اهمیتی قائل نباشد قطعا نمی تواند انسانهای فرهیخته ودانشمند رادر خود ببیند.مبرهن است مسیر فرهنگی هرجامعه هموار نمی شود مگر اینکه سازوکار آن جامعه با هنروهنرمنددر هم آمیزدوبا تزریق هنر در رگهای خشک وزمخت جامعه، تا پیکره آن لطیف وچشم نواز جلوه گرشودآنگاه میتوان نسبت به وجود انسانهای فرهنگی وادیب وفاضل امیدوار بود درغیر اینصورت نه تنها جامعه مسیر پیشرفت وتعالی رادنبال نمی کند بلکه با ابتذالات بی فرهنگی وبی هویتی روبرو میشود وبراحتی هجمه فرهنگی جای خالی بی هویتی راپر میکند ودر اینجاست درد جامعه عود میکند ومشکلات متورم  ورفته رفته به تاولهای چرکین وبی ریخت تبدیل میگردد وآنزمان است که هرکسی با این جامعه سروکار پیدا میکندوبه نوعی زمام امورش رابدست میگیرد صدای آن در میآید وناهماهنگی وبی مسئولیتی افرادش مانع بزرگی دراجرای آرمانهای مطلوب میگردد .    بی شک هنرو هنرمند هرجا پیشرو ودر صدر باشدآلام جامعه التیام پیدا میکند بنابراین برهمه وظیفه است که ازهنروهنرمند بسان چشمان خود مواظبت نموده ونسبت به آن از هیچ گونه حمایتی مضایقه ننمایند. در این راستا اگر ما بتوانیم از همان دوره ابتدایی کودکانمان را که هنوز در اوایل ورود به اجتماع هستند  واقدام به هرگونه کار خلاقه ای ازقبیل نقاشی وکاردستی می نمایندواتفاقات محیطی وبرداشتهای خودرااز زاویه دید خود به نمایش می گذارنددرست برخورد نموده وقضاوتهای متعادل داشته باشیم هیچ وقت این کودک در دوران بزرگسالی با مسائل ومسئولیت خویش عقده ای برخورد نمیکند وبانظر محدود به اطراف واتفاقات آن نمی نگرد.       «انسانها هنر را برای تسکین خود برگزیده‌اند ، چه هنرمندان و چه مخاطبان اثر هنری در هنر مایه آرامش را می‌جویند.آنچه در هنر به نظراصل است ،‌ زیبایی است.هرچند در هرزمانی زیبایی را به شکل‌های مختلفی درک می‌کنند.»(اینترنت-گوگل-سایت هنر)درد جامعه ما اینست که نه هنر رامیشناسیم ونه هنرمند را، و به اثری که دارای ارزش هنری است توجه نمی نماییم وارزیابی درستی از کار هنری نداریم .کودکی که دست به نقاشی کشیدن میکند اورا مذمت به غلط کشیدن می کنیم ومتعاقب آن هنرمندی که با تمام وجود ابرازهنر خویش می کندبا بی تفاوتی از کنار آن میگذریم.    «خلق هر اثر هنری ،بازتاب احساسات وادراکات انسان هنرمند وحتی کودکان خردسال از محیط پیرامون اووزمینه های مورد علاقه اش می باشدومبین رشد وافق دید وی است.»(هربرت رید –معنی هنر)  پس برماست که با حساسیت تمام وآگاهانه نسبت به آثارهنری وخلاق آن ابراز علاقه نموده ودر جهت رشد وتوسعه هنرنقدهای درست و بدور از هرگونه غرض ورزی، حمایت خودرا اعلام نماییم.     متاسفانه در این برهه از زمان جامعه وزمام داران آن به علت عدم توسعه یافتگی و اعتلای فرهنگی با کمال بی توجهی از کنار این فرایند کارساز میگذرند وباانفعالی بودن آنها میرود که هویت وفرهنگ دیرپای این سرزمین کهن ومتمدن در زیر خروارهاخاک وخاشاک مدفون بماند واین بی توجهی بلای جان جامعه گشته که در آخر کار به ناهنجاریهای لجام گسیخته ای تبدیل میگرددوجوانان در خلا هویت خویش به سوی فرهنگ مبتذل بیگانگان روی آورده ارزشهای حقیقی جای خودرا به واقعیات مجازی تعویض میکند.مسئولینش به دنبال پست ومقام وثروت وجوانانش به سوی اعتیاد وابتذال وبی هویتی راه خودرا کج منمایند ودر منجلاب ضد ارزشها غرق میشوند. درچنین جامعه ای بیکاری ،تورم،رشوه و رانت خواری، وهزاران مسئله دیگر گریبانش را به سختی میفشارد ودر روح وروانش جای خالی زیبایی را زشتیها پرمینماید.اگر در دوران کودکی هنر کودکان را مورد توجه قرار دهیم در آینده این کودک کمتر دچار عقده های روحی وروانی میگردد.بلکه خلاقیت ،نوآوری ومسئولیت پذیری از صفات بارز جامعه خواهد بود ویقینا اساس آن توجه به هنر از طرف مسئولین جامعه است ولو اینکه افقهای آنرا  برنتابند واگر قدر هنروهنرمند بسان  زر شناخته شود جامعه با تمام وجود زیبایی را لمس نموده و افراد آن در حرکت بسوی افقهای توسعه وبالندگی گامهای بزرگتری برخواهند داشت.چکیده:آنچه در این چند مطلب ارئه گردید درد بی هنری جامعه است به عبارت دیگر نه هنر رامیشناسیم ونه به هنرمند ارزش قائل هستیم وطبعاچنین جامعه ای از زیبایی دور وهنجار ها له ولورده شده وارزشها کمرنگ میشوند ومدتهای مدید طول میکشد تا افراد این جامعه زیباییهارا از درون زشتیها بیرون بکشند.بنابراین بایستی هنر را دریابیم  وبه آن بها دهیم واین اصل را فراموش نکنیم که کودکانمان میتوانند پایه های جامعه سالم وتوسعه یافته را پی ریزی کنند واین ماییم که باید هنر دوران کودکی کودکانمان رامهم بدانیم وآنهارا در ارائه اثر خویش آزاد بگذاریم وقضاوت صحیح واصولی درباره آنها داشته باشیم واین کودکانمان هستند که روزی بزرگ جامعه خویش خواهند شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

 

معنی هنر- هربرت ریدسایت اینتر نتی گوگل – هنر