عدالت در آفرینش

مینویسم بنام آنکه سرلوحه وجودش آراسته به قاموس زیبای عدالت ودادخواهی است وآفریده شدکان درزیر چتر رحمتش به اندازه ظرفیت خویش از آن بهره مند. شکر میگویم بردرگاه ابدی وازلیش که همواره عنایت وتوجه خویش را بر ریزترین موجودات از تک سلولیها گرفته تا بزرگترینش وازاعماق زمین گرفته تا کهکشانهای بیشماری که اطرافمان را دربرگرفته شامل نموده است.

این عادل بی همتا چنان تخصصی در کار خویش داشته  که همواره مخلوقاتش در مدح وثنای وی زندگانیش را سپری کرده وبا زبان بی زبانی سربردرگاهش منهند .این هستی بخش لایزال در سلسله خلقت خویش میخواهد کاررا حسن ختام بخشد زیرا که هنوز در نظرخودش عدالت به معنای واقعی را درآفرینش خویش تمام نکرده فرشتگان را آگاه میکند آنها بنا به ظرفیت خودشان شاکی میشوند اما او میداند چه کار کند دست به کار میشود برمشتی گل ولای متعفن مانده برروی زمین میدمد عرش به صدا درمیآید .آفریدگارا این چه موجودی است ؟

کار که تمام میشود رضایتی حاکی از این آفرینش وجود آفریننده رادربر میگیرد وبه خود میگوید ”فتبارک الله احسن الخالقین“ ازاین به بعد امانتی راسفارش میدهد هیچ یک از آفریده شدگان یارای تحمل سنگینی امانت را ندارند حتی کوههای باآن عظمت از پس آن برنمی آیند همه  ناتوان از قبول امانت بگوشه ای میخزند نوبت به این تازه آفریده شده میرسد باکمال میل امانت را به دوش میگیردواینجا همه عرشیان وموجودات براین حسن خلقت آفرین میگویند  آفریننده بی مثال همه را در محضر وپیشگاه خویش فرا میخواند وامر میکند ازاین به بعداین موجود جانشین من در زمین خواهد بود  وخطاب میکند همه آسمانیها وزمینیها بروی سجده کنند وتمام موجودات اززمین تا عرش بروی سجده میکنند جز ابلیس .موجودی که سالهای مدیدی بردرگاه خالق خویش بندگی نموده بود بااین اجتناب مورد غضب الهی قرار میگیرد اما عدالت مطلقش حکم میکند در قبال بندگی خویش مزدی بطلب واز درگاه من بیرون شو.مزد این موجود رانده شده قلب بندگان زمینی است آنرا طلبیده از درگاه حضرت احدیت اخراج میگردد وعدالت یعنی این.

به همه میفرماید این موجود ارزشمند من انسان است زیرا بار مسئولیت  خلقت رااوبدوش خود گرفت وبدانید تمام صفات من در وی نیز جمع شده است زیرا من از روح خود بر وی دمیده ام وبه انسان سفارش میکند همه موجودات را برای تو آفریده ام برو از آنها استفاده کن ولی تا میتوانی در استفاده خویش از اسراف بپرهیز وعدالت پیشه کن وخود راازگزند ابلیس رانده شده از درگاه من دور نما .

انسان برزمین فرود میآید واز آنچه خالقش در اختیار وی قرار داده استفاده میکند عدالت مطلق الهی حکم میکند که برای این انسان  همسری در شان وی خلق شود چنین میشود وانسان زندگی خویش را درزمین آغاز میکند واولاد انسان افزایش میابد .ازآن طرف ابلیس بیکار ننشسته وخودرا بتدریج به انسان نزدیک میکند ودر قلب یکی ازآنها وسوسه نموده وسرانجام وی راتسلیم خود نموده واو را وادار به عملی میکند که از شان انسانی وی کاملا دور است اما اتفاق می افتد وخدا این انسان را از پایین ترین موجودات خویش قرار میدهد وعدالتش حکم میکند تا اورابه سزای اعمال خود برساند وازاین به بعد انسانها رابه دوگروه تقسیم میکند گروهی در جهت امر الهی وگروهی دیگر در جهت امر شیطانی .

هر کسی را به اندازه وسعتش بازخواست میکند وزیبایی عدالت رادراینجا به کمال میرساند ومیگوید :“هرکس بوزن زره ای عمل خیر انجام دهد پاداش خیر وهرکسی بوزن ذره ای عمل شر انجام دهد سزای آنرا خواهد دید.“

وما انسانها در برابر این عدالت الهی چه کردیم؟ آیا حقیقتا در جهت عدل الهی زندگی میکنیم؟ ایا پاسخ امیدوار کننده ای در برابر این سوالات داریم ؟وآیا در مقابل عظمت کبریایی ودادگاه عدالت الهی سربلند خواهیم بود یا سرافکنده؟ خودمان بهتر میدانیم اگر ..... .

بیایید حق عدالت الهی را بجای آوریم  واز خداوند تبارک وتعالی در جهت تعجیل درظهور تنهی عدالت گستر به معنای وا قعی  جهان بردرگاه ایزد لایزال دعاکنیم .

الهی ما را یاری نما تا در اجرای عدالت مورد توجه ورضایت خویش گامهای محکم واستواری برداریم وبه آنچه موجب خشنودی توست هدایتمان بفرما.                                                         آمین