چکیده:زوایای شناخت ومعرفت در زندگی ،برای انسان بسیار متعدد وپیچیده میباشدیکی از این زوایای بسیار باارزش وقابل ملاحظه هنروزیبایی حاصل از آن است،اگرچه این زاویه متفاوت بسیارکم فروغ ومهجور مانده ولی هراز چند گاهی بارونمایی از این ابزار مهم وپرجلوه توسط بشر مسیر تعالی وپیشرفت هموار گشته وبوسیله آن وباتوجه به آن افقهای زندگی برای بشریت روشن تر شده وکمالات انسانی راه خودرایراحتی پیموده است.

مقدمه : ساختار طبیعت موجودات، خصوصا انسان، طوری است که در نگاه اول سراسر پیچیدگی وآشفتگی را به ناظر وبیننده آن القاء میکندوهرچه درکشف کرانه های آن سیر منماید بیشتر در سردرگمی وتحیر غوطه ور میشود.اما آیا واقعا چنین است؟ آیا ما اجازه کشف راز ورمز گوشه های این هستی بیکران را نداریم؟یا اینکه ما خودمان درتنش هستیم وبه خودمان چنین مجوزی را صادر نمی کنیم؟درچنین صورتی آیا فکر نمی کنیم که آفرینش مان بر چه اساسی بنا شده است؟ویا اصلا وجودمان به چه درد میخورد؟ وفلسفه وجودی ما روی چه حکمتی سروده شده است؟وخیلی از سؤالات دیگرکه در اذهان بشریت ممکن است روییده وهمین طور بی جواب رها شده باشد.آیا واقعا چنین است؟شما دراین مورد چه نظری دارید؟ من سعی میکنم ازنگاهی متفاوت، درالفاظی کوتاه ،مطالبی را به رشته تحریر در آورم وامید آن دارم که بتوانم ازعهده این مهم بربیایم.

محتوی:همه ما درپهنه این گیتی پهناور، وقتی پا به عرصه وجود میگذاریم دلمان میخواهد، آرزو هایمان را برآورده ببینیم،ازکودکی که تازه به حد تکلم وگویش عبارات رسیده تا آن پیرفرتوتی که با مرگ دست وپنجه نرم میکند همه وهمه درراه رسیدن به آمال وآرزوهای خویش در تلاش وتکاپو هستند واگر شما جزو این افراد نیستید در واقع با جریان طبیعت همراه نیستید وحتما بایستی چاره ای برای خود بیاندیشید والاطبیعت خود دست بکار میشودو انسان بیکاره وبیمار رابراحتی از سرراهش برمیدارد.بنابراین توصیه میکنم تا دیر نشده آن چشمه جوشان خفته در درونتان را بگذارید جاری شود وآنگاه در می یابید چه ویژگی ارزشمندی رادردرونتان دفن نموده ایدواز آن بی خبرید.ویژگی ارزشمند وجود شما عقل وشعور شماست. حقیقتا این ویژگی خاص است که مارا ازسایرین متمایز میکند ودرصورت استفاده بهینه از آن ،مارا در جریان مطلوب طبیعت قرارمیدهدواگر چنین شد تازه چشمانمان بر زیباییهای این عالم باز میشود وتولد جدید خودرا باهمه جشن میگیریم.گفتم زیبایی وشما آنرا دریافتیدومهم این است که به آن پی ببرید. زیبایی ارزشی است که با انسان زاده میشود ودیگر زوال وفنایی برآن نیست ،اگر کشفش کنید.وبرای رسیدن به آن راه زیادی ندارید در همان نزدیکی شماست.فقط کافی است ابزار آنرادرست بکار ببریدوابزار آن همان است که در بالا ذکر شد.

وابزار بکارگیری عقل وشعور دراستفاده از مواهبی است که وجودمان ازآن عاریت گرفته شده است بیاد آوریم زمانی که ازمشتی گل ولای گندیده وآب بدبو   پاره ای از خودش را در آن دمید،درست همان کاری که انسان هنرمند باموادموجودبی مقدار پیرامونش میکند،هنری که آن آفریدگار بی بدیل، دروجود ما بخرج داد نظیر ندارد ومحض همان است که بخود تبریک میگوید.آیا ما نباید به خودمان تبریک بگوییم؟هنر دریچه ای است که در آن عقل واحساس بهم گره میخورد وعشق را میآفریند واگر وجودمان از آن عشق لبریز شود چه ها که میشود باور کرد.

معرفت وشناخت نبایستی  انحصارا در یک بعد ارائه گرددوسایر راههارا دررسیدن به کمال باطل شمرد جه اینکه راه هنر،همان راه زیبایی است که اگر به آن پرداخته شود ومورد حمایت قرارگیرد میتواند مسیر کمال رابرای انسان هموار ترنماید.مرحوم دکتر شریعتی میگوید:«مذهب دری است وهنر پنجره ای»(هنر-ص31)

بنابراین راه عشق ومعرفت دراستمداد از هنر پرفروغتر وروشن تر میگرددوکمالات انسانی باروشنایی هنر زیبایی مضاعف بخود میگیرد.دکتر شریعتی درجایی دیگر به وجودالزامی هنر در زندگی بیشتر تاکید میکندومیگوید:همانطور که طب زاییده ترس از بیماری است،هنر نیز زاییده نیاز به زیبایی است ودرست هم هست»(همان ماخذ-ص43)البته نباید فراموش کرد که ابزار هنر اگر در دست انسانهای نامعقول قرارگیرد خودنازیبایی میشود وانسان رادرراه رسیدن به کمالات انسانی خویش بازمیدارد،وانسان را مقید به صفات بعد غیرانسانی میکند وهمان زنجیری میگردد واورا در بند زیبایی محدود محصور مینماید.

«اگرهنرمندپیش از آنکه یک هنرمند باشداز حیات معقول برخوردار بوده باشد،بارقه های ذهنی خودرا پیش از آنکه کشتگاه حیات جامعه رابسوزاند،واقعیات ضروری وسودمندبرای مردم راهدف قرارداده آن بارقه هارادرراه روشن ساختن آن واقعیات به کار میبرد،نه در آتش زدن به کشتگاه  حیات جامعه.از طرف دیگر اگر رهبران خردمند واقعا برای مردم جامعه خود،حیات معقول را میخواهندمجبورند که بوسیله تعلیم وتربیت ودیگر رسانه ها،هنر ونتایج آنرابرای مردم قابل درک بسازند،وخواسته های معقول واحساسات عالی  آنان راتفسیر وقابل درک وپذیرش نمایند.»(زیبایی هنر ازدیدگاه اسلام-علامه محمدتقی جعفری-ص22)

نتیجه:آنچه مسلم است هنرصحیح ودور از وسوسه های شیطانی  میتواندمسیر هدایت را روشنایی ببخشدوزیبایی ها را با جلوه های نمادینش درنهاد انسان برویاندو اورابرای رسیدن به زیبندگی مطلوب یاری نماید.زیرا«هنرهای زیبا،نگهبان امین زیبایی در جهان است وغذای روح بوده ورسالت بزرگش ،آموزنده بودن است.»(هنردرقلمرو مکتب-جوادمحدثی-ص19)فقط رهبران جامعه بایستی بادرک درست وهمه جانبه، مسیر رابرای بروز استعدادها خصوصا استعدادهنری افراد بازگذارند واز هرگونه تک بعدی نگری در مسائل بپرهیزندودر این میان هنر رابه عنوان یک مسیر مهم تعالی بخش حمایت نمایند.

پیشنهاد:هدایت هرجامعه ای برای رسیدن به آینده ای روشن وپرفروغ مستلزم استفاده از پتانسیل های موجود در آن جامعه از هرحیث ولحاظ می باشد وهنر به عنوان یک پتانسیل جامعه ساز بایستی ازاساس مورد توجه قرارگیرد، وبرای رسیدن به این امر مهم می بایست در مدارس این مقوله جدا حمایت گردد وبا استفاده از نیروهای متخصص ومجرب، درس هنرباشیوه ای نوین تدریس گردد تا ضمن ببار آوردن نسلی آینده ساز وفرهنگی ومتعالی،ابتکارات وخلاقیتهای نوباوگان جامعه با این درس پرورش یابد.

منابع وماخذ:

1-زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلام-محمدتقی جعفری

2-هنر-علی شریعتی

3-هنر در قلمرو مکتب-جواد محدثی