اهمیت رویکرد آموزش هنر

مقدمه:هنرنوعی از انواع  وضعیت برقراری ارتباط است که هنرمند بوسیله اثرخود بادیگران دارد،وبدین طریق افکار واندیشه ها واحساسات دیگران راتحت تاثیر قرار میدهد،در این شرایط ارتباط هنرمند، تولید کننده وواضع این ارتباط ومخاطبش گیرنده آن محسوب میشود.ودر مخاطب فاکتورهای مختلفی وجود دارد که به عنوان عوامل گیرندگی این ارتباط می باشد.و آن عبارت است از حس بینایی،حس شنوایی، حس چشایی،حس بساوایی وحس بویایی .در هرکار هنری هدف اصلی انتقال تجربیات ، احساسات واندیشه های بخصوص به دیگران است،بدیهی است کار یااثر هنری خوب، زمانی در خور توجه است که در این عمل (انتقال تجربیات) موفقیت بیشتری داشته باشد.

محتوی: در شرایط کنونی که ما در آن زندگی میکنیم یکی از ارکان زندگی، کیفیت ارتباط وتحولات ناشی از آن پیوسته جهت رشد فکری بشررا دچار تغییرات نموده وانسان را در فراز ونشیب های خودش متاثر کرده است.پر واضح است مابرای رسیدن به قافله در حال پیشرفت سریع بشریت بایستی از ابزار های موجود به نحو احسن استفاده نماییم وهر ابزار وامکانی را که بالقوه مارادر رسیدن به اهداف متعالی مکتبمان کمک کند بکار گیریم وجهت بالفعل نمودن بالقوه ها مسیر را هموار کنیم.آموزش هنر به عنوان پتانسیل کار آمد وکارسازمیتواند بسیاری از مشکلات نامرئی و ریزودرشت را به نحو مطلوبی در معرض توجه قرار دهد وطبعا مشکلات شناخته شده راه حلها را باخود به دنبال خواهد کشید. آموزش هنر مانند هر گونه فعالیت تربیتی دیگرباید بااستفاده از تعالیم انسان ساز ونجات بخش  اسلامی وتاریخی کشورمان شرایط مطلوبی را برای ملت مان فراهم سازد. وهماهنگ وهمگام با شرایط بومی ،ملی ومحلی در جهت پیشبرد اهداف انقلابی مان ،در تربیت فکری ومعنوی کودکان ونوباوگان آینده ساز میهن عزیز اسلامی وبهتر کردن شرایط زندگی آنها  ومهمتر از همه توجه به میراث غنی فرهنگی وتاریخی وحفظ آن بکوشد.فلذا بر کلیه مسئولین ودست اندرکاران نظام تعلیم وتربیت کشور یک وظیفه ملی وفرهنگی است که باتوجه به شرایط موجود هنر وهنرمند رادر شاخصهای توسعه وبرنامه ریزی های مربوط به آن کاملا جدی گرفته ودر برنامه های خود این مقوله را به عنوان اساسی ترین عوامل توسعه ساز مورد توجه قرار دهند وبا ارائه راهکارهای عملی وسازنده در جهت رسیدن به نتیجه مطلوب تربیتی وفرهنگی که اساس آن عبارت از خودشناختگی وخود باوری وپرهیز ازخودباختگی وحفظ کیان تاریخی وفرهنگی خویش است گامهای موثرتر ی بردارند .

اگر برنامه آموزش هنر خوب تنظیم شده باشدو در آن اهداف متعالی دنبال شده باشد،می تواند تاثیری مثبت در نحوه رشد شخصیت ، فکر واحساسات کودک داشته باشد.فعالیتهای هنری یکی از روشهای موثر در ایجاد شناخت کودک از دیگران همسالان خود می باشد، کودک در اثر تجربه وفعالیت عملی به این مهم دست می یابد که ممکن است در باب قضاوت اثرش توسط دیگران نگرش وبرداشتهای متفاوتی ارائه گرددوهرکسی بینش خاصی از پدیده های هنری دارد،وبا این وضعیت می آموزد برای انجام هر فعالیتی تنها یک راه وروش صحیح وجود ندارد بلکه ممکن است در برابر یک مسئله پاسخهای متعدد وروشهای متفاوت ارائه گردد که هرکدام مناسبت خاصی با جواب مسئله داشته باشد بنابراین می بایست فکر وعقیده دیگران را نیز باید محترم شمرد.

«کودک در مرحله آگاهی به دنیای خارج، اطلاعات وتجارب گوناگون وبی ارتباطی را بوسیله حواس پنجگانه  کسب کرده وسعی در برقراری ارتباط بین آنها می نمایدهیچ برنامه آموزشی بدون دخالت هنر کامل نیست. هنر می تواند در تدریس تمام مواد آموزشی به عنوان کاتالیزور عمل نماید.»(آموزش هنر_دکتر هادی هزاوه ای)

 فعالیتهای هنری غالبا با مشارکت وتبادل نظر وتبیین عقیده همراه است ،بنابر این کودک به ارزش ولزوم تشریک مساعی وهمکاری نیز پی می برد.این نوع فعالیتها  موجب افزایش آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوددر اثر انجام فعالیت هنری کودک وسایل ومواد مختلفی را آزمایش میکند،بافت اجسام رامورد بررسی قرار میدهد، به رنگ ونقش پدیده های طبیعی توجه میکند.در فعالیتهای نمایش وسرود زمینه ای فراهم می آید تا ایشان را با روحیه جمعی خوی گر سازد واز گوشه نشینی و فردگرایی بپرهیزند وگروهی بیندیشند واز تکروی،خود خواهی وخود پسندی دوری جسته وبه جمع پیوسته وبا جمع وبرای جمع می گردد،واین همان اساس زندگی بشری است که از انزوا بیرون آمده وبا شناخت خود ومحیط اطراف خود موجبات زندگی سالم را برای خود ودیگران فراهم سازد.

هنر اگر به درستی آموزش داده شود باعث تقویت قوه خلاقه وابتکاروبالا رفتن حس اعتماد به نفس و به تبع آن ازبین رفتن ترس ونگرانی در شخصیت وی می شود. باتشویق کودک به بیان آزادنه افکار واحساسات اونه فقط به پرورش قدرت خلاقه او کمک کرده ایم بلکه حس استقلال رانیز در اوتقویت کرده ایم.  

«ارزش تربیتی فعالیتهای هنری ،پیشه وطرح مربوط به ماهیت مشکل گشایی،به تاکید بیش از اندازه ای نیاز ندارند،زیرا جنبه های مهم حیطه یادگیری خلاق وزیبایی شناسی هستند. در انجام این نوع یادگیری ، معلم باید مطمئن باشد که کودکان:

1-به وظایفی که مطابق میل آنها از آنان خواسته می شود که انجام دهندویا خودشان دوست دارند انجام دهند توجه نمایند.

2-در وضعیتی قرارگیرند که درباره یک یا چند مسئله به طور عمقی وعقلانی فکر کنند.

3-وسایل وروشهای طراحی را که امید وارند منجر به حل مسئله بشود خودشان( ولو باکمک معلم)انتخاب نمایند.،در ضمن مطلع باشند که وسایل وروشهای جدید یا متفاوت می تواند ضمن کار ،پدید آید.

4-در نتیجه گیری، ازموفقیتها واستراتژیهای کاری خود ارزشیابی نمایند.

دانش آموزان در کارهای هنری قبلی وفعلی خود با انواع وسایل که گیرنده های حسی وقوه اختراعی آنان را توسعه میدهد آشنا می شوند،این آگاهی را با اعتماد بکار میبرند.»(هنر در مدرسه-جان لنکستر ترجمه سید عباس زاده)

نتیجه گیری وپیشنهاد:آموزش هنر واهمیت آن به حدی است که نمی توان منکر تاثیر آن برجامعه بود  ودرستی این مطلب را براحتی می توان درجوامع پیشرفته شاهدبود وبرای رسیدن به جامعه ای با ایده های برتر وپیشرفته به ناچار بایستی ار ابتدا امرگامهای درست وحسابی برداشت وبا برنامه ریزی اصولی، اساس توسعه رادر حداقل ترین زمان ممکن یعنی حدود دو دهه آینده به تماشا نشست.استفاده وبکارگیری معلمان متخصص ومجرب یکی از روشهایی است که در دوره ابتدایی کارساز خواهد بود ونیز پرورش افراد علاقه مند در این زمینه ویا مجهز نمودن مدارس به امکانات ومعلمان این دوره ازجمله گامهای اساسی می باشد که میتواند در جهت رشد وشکوفایی اسعدادهای بالقوه دانش آموزان موثر واقع شود.

منبع وماخذ:

_آموزش هنر- دکتر هادی هزاوه ای

_هنر در مدرسه تالیف جان لنکستر  ترجمه سید عبازاده

-تعلیم هنر برای معلم-مولف محمد مهدی هراتی