تناسب هنروزیبایی

مقدمه:از زمانیکه انسان خودرا دریافت وبه ابعاد وجودی خود پی برد سعی در بروز حس لذت جویی خود بوده است البته ناگفته پیداست بشر بدوی با عنایت به اینکه درساختار زندگی خود هنوز بابحرانهایی مواجه بوده است لذا کشف گستردگی این حس باتجربیات تلخ و هراس انگیزدر جهت غلبه بر موانع طبیعی وغیر طبیعی  توام بوده ونتوانسته آنچنان که باید وشاید آرامش وآسایش خودرا فراهم آورد وامنیت که بعد از خوراک وپوشاک از درجه بالایی در زندگی برخوردار است رابرای خود وخانواده خود تامین نماید. بنابراین تلاش وی فقط برای زنده ماندن محدود میشود وبدیهی است در چنین شرایطی حس لذت جویی در منتها الیه توجه اوقرارمیگیرد ومیبینیم علیرغم این مشکلات در شبهای سرد  وطولانی دردرون غارها وپناهگاهها با استفاده از ابتدایی ترین ابزار در دیواره غارهای این حس خودرا بیدار میکندوبه امید رسیدن به شکار مطلوب خود تصویرات ذهنی خودر احک میکند پس میتوان گفت حس زیبایی طلبی همواره باانسان همراه بوده است حسی که به مرور زمان تبدیل به فن وهنر انسان میگردد.بالاخره به جرات میتوان زیبایی وهنر را به عنوان دوواژه مترادفی دانست که به زندگی انسان معنا بخشیده است.

محتوی: برای رسیدن به ارتباط زیبایی وهنر بایستی تعاریفی از هر دو واژه را ارائه نموده سپس به ارتباط آنها با هم بپردازیم. ابتدادرتعریف واژه هنر ﴿Kunst ,art׳اینگونه آورده اند:« هنرگونه اى از کنش هاى انسانى که از طبیعت فراتر مى روند و انسان بطور آزاد با ماده و هستى ارتباط برقرار مى کند.»  در فلسفه هنر، از بالاترین شاهکارهاى هنرى بعنوان برترین شاهکارهاى طبیعى که آفریده انسان هستند نام برده می شود. (سایت اینترنتی گوگل-واژه هنر )با این حساب هنر شاهکار خلاقیت انسان دربرابر کیفیت آفرینش وی محسوب میشود.انسان باتوجه به اینکه پاره ای از وجود خدا در روی زمین بامسئولیت های محدود قرارداده شده هنر خویش را از آن بالا به عاریت گرفته است. وخلق وخلاقیت در طبع وجودش نهفته است.فن ومهارت وصنعت وهنردری است بر گشایش وجودی انسان به درگاه ربوبی آفریننده اش. وگاها اتفاق افتاده که در آفرینندگی اش نظاره گرخویش را به حیرت وشگفتی وادار نموده است.

زیبا ، زیبایى ﴿schoenheit ,schoen ,beautiful﴾« زیبا مفهومى است در برابر زشت و نمایانگر احساسى است با کیفیت هاى مطبوع و خوشایند. زیبایى در استتیک بعنوان هماهنگى بخش هاى یک مجموعه فهمیده مى شود و بیان گر خواست ها و منظورهاى ظاهرى از یک پدیده است که آن را " زیبایى عینى" نیز مى نامند. ׳زیبایى در متافیزیک، همخوانى میان چیز مورد مشاهده و ایده یا تصویر نخستین آن است». (همان ماخذ) درمقایسه این دو تعریف گرچه درنگاه اول نمی توان شاخصی به عنوان وجه مشترک زیبایی وهنربدست آورد اما باغوص درعمق آن میتوان براحتی به یک مفهوم معنی دار دست یافت وآن اینکه در هردو مورد به صفات عالی ومتمایز انسانی در مواجه با سایر موجودات اشاره میکند، همان صفت که آفریدگارش وقتی که ازمشتی گل ولای گندیده آفرید به خودش تحسین گفت چرا که دست به آفرینشی زده بود ازنوع برترومسجود فرشتگان.واین انسان نیز در آفرینش خود همان کار خدایی میکند با این تفاوت که درابعادی محدودتر.بنابراین هنرکنش ماورائی انسان در مواجه با انسانیت خویش است وچون طبیعتش وسرشتش ازخداست کیفیت آفرینشش نیز رنگ وبوی خدایی میدهد واز همین روست که با آن به بالاترین شکل ممکن به کیفیت خوشایندی دست می یابدواین حال خوشایند وزیبا در شاهکارها وخلاقیتها به اوج خود میرسد.پس دریافت ما اززیبایی همان هنر ماست وما بایستی به خودمان ببالیم که از چنین طبیعت وسرشتی برخورداریم.

علامه محمدتقی چعفری در مجموعه مقالات خود درکتابی به نام زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام هنر رامترادف با زیبایی معرفی کرده وآن را یکی از نمودها وجلوه های بسیلر شگفت انگیز وسازنده حیات بشری به حساب میاوردومیگوید بینش های مذهبی در هنر عبارت از شناخت هنر وبهره برداری از نبوغ های هنر در هدف معقول وتکاملی حیات که روبه ابدیت و ورود در پیشگاه آفریننده نبوغ های هنری وواقعیتهاست.(زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلام –علامه جعفری-ص13)

««آرتور دانتوفیلسوف معاصر مدعی است که تحقق رسالت فلسفی هنر در آثار مارسل دوشان بخوبی آشکار است.در آثار این هنرمندهنر به معنای دقیق خود به فلسفه تبدیل شده است.بدین ترتیب آنچه که زمانی در حیطه هنرمی گنجید،متعلق و موضوع  فلسفه هنر گردید.نهایت این فلسفه نیز در ساحت زیبایی شناسی متجلی می شود.یعنی زیبایی شناسی به عنوان اوج حرکت متافیزیکی غرب روح انسان مدرن راتسخیر می نماید.»»(هنر وزیبایی-محمد ضیمران-ص11)

درنتیجه ای که ازاین چند مطلب دست میدهد این است که هنرباعنایت به اینکه جزئی از ذات اقدس الهی ومقام ربوبی اش محسوب میشود وهمان هم جزو حقایق کتمان ناپذیر خداست انسان نیز به تبع این قضیه به عنوان پاره ای از وجود خدا هنرخدایی خویش راکه زیبایی وصفا دردرون آن نهفته است خوشایند ترین حالت را درمواجه با شکوه وعظمت آن احساس میشود وهر هنری که جز این باشد به رده های پایین صفات انسانی تعلق میگیرد واززیبایی ماندگار آن کاسته میشود.

باتوجه به موارد فوق الذگر راهی نمی ماند جزاینکه سر تعظیم وکرنش در برابر حقایق وزیبایی های ناشی از آن فرود بیاوریم.نسبت به هنر انسانی مسئولیت شناس و احساس تعهد نماییم تا بتوانیم درزندگی محدود خویش آنچه لازمه هنر وزیبایی است سرلوحه شخصیت زندگانی خویش قرار دهیم وهر آنچه از توانمان بر می آید در جهت بسط وگسترش آن مضایقه ننماییم.    

                                                                                              

منابع وماخذ:

1- سایت اینترنتی گوگل-کلمه هنر وزیبایی

2-زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلان-علامه محمدتقی جعفری

3- هنر وزیبایی-محمد ضیمران


اهمیت رویکرد آموزش هنر

مقدمه:هنرنوعی از انواع  وضعیت برقراری ارتباط است که هنرمند بوسیله اثرخود بادیگران دارد،وبدین طریق افکار واندیشه ها واحساسات دیگران راتحت تاثیر قرار میدهد،در این شرایط ارتباط هنرمند، تولید کننده وواضع این ارتباط ومخاطبش گیرنده آن محسوب میشود.ودر مخاطب فاکتورهای مختلفی وجود دارد که به عنوان عوامل گیرندگی این ارتباط می باشد.و آن عبارت است از حس بینایی،حس شنوایی، حس چشایی،حس بساوایی وحس بویایی .در هرکار هنری هدف اصلی انتقال تجربیات ، احساسات واندیشه های بخصوص به دیگران است،بدیهی است کار یااثر هنری خوب، زمانی در خور توجه است که در این عمل (انتقال تجربیات) موفقیت بیشتری داشته باشد.

محتوی: در شرایط کنونی که ما در آن زندگی میکنیم یکی از ارکان زندگی، کیفیت ارتباط وتحولات ناشی از آن پیوسته جهت رشد فکری بشررا دچار تغییرات نموده وانسان را در فراز ونشیب های خودش متاثر کرده است.پر واضح است مابرای رسیدن به قافله در حال پیشرفت سریع بشریت بایستی از ابزار های موجود به نحو احسن استفاده نماییم وهر ابزار وامکانی را که بالقوه مارادر رسیدن به اهداف متعالی مکتبمان کمک کند بکار گیریم وجهت بالفعل نمودن بالقوه ها مسیر را هموار کنیم.آموزش هنر به عنوان پتانسیل کار آمد وکارسازمیتواند بسیاری از مشکلات نامرئی و ریزودرشت را به نحو مطلوبی در معرض توجه قرار دهد وطبعا مشکلات شناخته شده راه حلها را باخود به دنبال خواهد کشید. آموزش هنر مانند هر گونه فعالیت تربیتی دیگرباید بااستفاده از تعالیم انسان ساز ونجات بخش  اسلامی وتاریخی کشورمان شرایط مطلوبی را برای ملت مان فراهم سازد. وهماهنگ وهمگام با شرایط بومی ،ملی ومحلی در جهت پیشبرد اهداف انقلابی مان ،در تربیت فکری ومعنوی کودکان ونوباوگان آینده ساز میهن عزیز اسلامی وبهتر کردن شرایط زندگی آنها  ومهمتر از همه توجه به میراث غنی فرهنگی وتاریخی وحفظ آن بکوشد.فلذا بر کلیه مسئولین ودست اندرکاران نظام تعلیم وتربیت کشور یک وظیفه ملی وفرهنگی است که باتوجه به شرایط موجود هنر وهنرمند رادر شاخصهای توسعه وبرنامه ریزی های مربوط به آن کاملا جدی گرفته ودر برنامه های خود این مقوله را به عنوان اساسی ترین عوامل توسعه ساز مورد توجه قرار دهند وبا ارائه راهکارهای عملی وسازنده در جهت رسیدن به نتیجه مطلوب تربیتی وفرهنگی که اساس آن عبارت از خودشناختگی وخود باوری وپرهیز ازخودباختگی وحفظ کیان تاریخی وفرهنگی خویش است گامهای موثرتر ی بردارند .

اگر برنامه آموزش هنر خوب تنظیم شده باشدو در آن اهداف متعالی دنبال شده باشد،می تواند تاثیری مثبت در نحوه رشد شخصیت ، فکر واحساسات کودک داشته باشد.فعالیتهای هنری یکی از روشهای موثر در ایجاد شناخت کودک از دیگران همسالان خود می باشد، کودک در اثر تجربه وفعالیت عملی به این مهم دست می یابد که ممکن است در باب قضاوت اثرش توسط دیگران نگرش وبرداشتهای متفاوتی ارائه گرددوهرکسی بینش خاصی از پدیده های هنری دارد،وبا این وضعیت می آموزد برای انجام هر فعالیتی تنها یک راه وروش صحیح وجود ندارد بلکه ممکن است در برابر یک مسئله پاسخهای متعدد وروشهای متفاوت ارائه گردد که هرکدام مناسبت خاصی با جواب مسئله داشته باشد بنابراین می بایست فکر وعقیده دیگران را نیز باید محترم شمرد.

«کودک در مرحله آگاهی به دنیای خارج، اطلاعات وتجارب گوناگون وبی ارتباطی را بوسیله حواس پنجگانه  کسب کرده وسعی در برقراری ارتباط بین آنها می نمایدهیچ برنامه آموزشی بدون دخالت هنر کامل نیست. هنر می تواند در تدریس تمام مواد آموزشی به عنوان کاتالیزور عمل نماید.»(آموزش هنر_دکتر هادی هزاوه ای)

 فعالیتهای هنری غالبا با مشارکت وتبادل نظر وتبیین عقیده همراه است ،بنابر این کودک به ارزش ولزوم تشریک مساعی وهمکاری نیز پی می برد.این نوع فعالیتها  موجب افزایش آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوددر اثر انجام فعالیت هنری کودک وسایل ومواد مختلفی را آزمایش میکند،بافت اجسام رامورد بررسی قرار میدهد، به رنگ ونقش پدیده های طبیعی توجه میکند.در فعالیتهای نمایش وسرود زمینه ای فراهم می آید تا ایشان را با روحیه جمعی خوی گر سازد واز گوشه نشینی و فردگرایی بپرهیزند وگروهی بیندیشند واز تکروی،خود خواهی وخود پسندی دوری جسته وبه جمع پیوسته وبا جمع وبرای جمع می گردد،واین همان اساس زندگی بشری است که از انزوا بیرون آمده وبا شناخت خود ومحیط اطراف خود موجبات زندگی سالم را برای خود ودیگران فراهم سازد.

هنر اگر به درستی آموزش داده شود باعث تقویت قوه خلاقه وابتکاروبالا رفتن حس اعتماد به نفس و به تبع آن ازبین رفتن ترس ونگرانی در شخصیت وی می شود. باتشویق کودک به بیان آزادنه افکار واحساسات اونه فقط به پرورش قدرت خلاقه او کمک کرده ایم بلکه حس استقلال رانیز در اوتقویت کرده ایم.  

«ارزش تربیتی فعالیتهای هنری ،پیشه وطرح مربوط به ماهیت مشکل گشایی،به تاکید بیش از اندازه ای نیاز ندارند،زیرا جنبه های مهم حیطه یادگیری خلاق وزیبایی شناسی هستند. در انجام این نوع یادگیری ، معلم باید مطمئن باشد که کودکان:

1-به وظایفی که مطابق میل آنها از آنان خواسته می شود که انجام دهندویا خودشان دوست دارند انجام دهند توجه نمایند.

2-در وضعیتی قرارگیرند که درباره یک یا چند مسئله به طور عمقی وعقلانی فکر کنند.

3-وسایل وروشهای طراحی را که امید وارند منجر به حل مسئله بشود خودشان( ولو باکمک معلم)انتخاب نمایند.،در ضمن مطلع باشند که وسایل وروشهای جدید یا متفاوت می تواند ضمن کار ،پدید آید.

4-در نتیجه گیری، ازموفقیتها واستراتژیهای کاری خود ارزشیابی نمایند.

دانش آموزان در کارهای هنری قبلی وفعلی خود با انواع وسایل که گیرنده های حسی وقوه اختراعی آنان را توسعه میدهد آشنا می شوند،این آگاهی را با اعتماد بکار میبرند.»(هنر در مدرسه-جان لنکستر ترجمه سید عباس زاده)

نتیجه گیری وپیشنهاد:آموزش هنر واهمیت آن به حدی است که نمی توان منکر تاثیر آن برجامعه بود  ودرستی این مطلب را براحتی می توان درجوامع پیشرفته شاهدبود وبرای رسیدن به جامعه ای با ایده های برتر وپیشرفته به ناچار بایستی ار ابتدا امرگامهای درست وحسابی برداشت وبا برنامه ریزی اصولی، اساس توسعه رادر حداقل ترین زمان ممکن یعنی حدود دو دهه آینده به تماشا نشست.استفاده وبکارگیری معلمان متخصص ومجرب یکی از روشهایی است که در دوره ابتدایی کارساز خواهد بود ونیز پرورش افراد علاقه مند در این زمینه ویا مجهز نمودن مدارس به امکانات ومعلمان این دوره ازجمله گامهای اساسی می باشد که میتواند در جهت رشد وشکوفایی اسعدادهای بالقوه دانش آموزان موثر واقع شود.

منبع وماخذ:

_آموزش هنر- دکتر هادی هزاوه ای

_هنر در مدرسه تالیف جان لنکستر  ترجمه سید عبازاده

-تعلیم هنر برای معلم-مولف محمد مهدی هراتی