تاج سر آفرینش

آشنایی با تاریخ هنر

 3- آشنایی با تاریخ هنر: در جریان تربیت هنری، کودکان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آن ها آثار هنری و تاریخی و نیز آداب و رسوم و سنت های پسندیده ی کشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند. میراث فرهنگی که گنجینه ای از دانش ها، مهارت ها، فنون، عواطف، زیبایی ها و هنرهاست، می تواند ما را آموزش دهد، الهام بخش اندیشه و کار هنری ما و آیندگان مان باشد و نیز، به ما در رسیدن به ایده ها و آثار جدید علمی و هنری کمک کند.

 4- تولید محصول هنری : کودکان تخیلات (دنیای خیال) خود را با استفاده از ابزار و مواد گوناگون به صورت اثر هنری ارائه می کنند. آن ها در فرایند فعالیت هنری، راه های مناسب تری را کشف می کنند و علاوه بر عرضه محصولی تازه، به بیان هنری نیز دست می یابند، بدین ترتیب، بین ابزار، اشیا، تفکرات، احساسات و تخیلات خود ارتباطی تازه برقرار می سازند و به پدیده ها و اشیای پیرامون خود، نگاهی متفاوت پیدا می کنند. این گونه است که کودک با انواع صورت ها خیالی دیداری، شنیداری و. .. خیال پردازی می کند و با ابتکار خود، به ابداع و خلق آثار تازه ای دست می زند. بنابراین، به منظور ایجاد فرصت برای بروز خلاقیت در کودکان، باید آن ها را در یافتن راه مناسب بیان هنری آزاد گذاشت و از دادن الگوها، نقش ها، رنگ ها و حرکتهای از پیش تعیین شده، اجتناب کرد.

 5- نقد هنری: در پایان هر فعالیت هنری لازم است کودکان را تشویق کنیم که در باره ی فعالیت و اثر هنری خود توضیح دهند و دانش آموزان دیگر نیز آن چه را می بینند، بیان کنند، به این ترتیب، مقدمات آشنایی با نقد و تجزیه و تحلیل هنری فراهم می شود. توصیف موضوع و داستان کار عملی و نیز شیوه ی اجرای آن توسط دانش آموز، مهم ترین بخش از وارد شدن به حوزه ی نقد هنری است. البته مسئله ی مهم این است که بیش از هر چیز، نکته های مثبت و پسندیده ی فعالیت ها و آثار هنری دانش آموزان مورد تشویق قرار گیرد.

 اهداف برنامه ی درسی هنر

اهداف این برنامه درسی، هم سطح با اهداف بخش فرهنگی و هنری، در سه حوزه ی دانش، مهارت و نگرش تدوین شده اند اما از آن جا که هیچ مهارتی بدون دانش و آگاهی ایجاد نمی شود و هیچ فعالیتی بدون انگیزه و خواست انجام نمی پذیرد، تفکیک کامل این سه حوزه نیز امکان پذیر نیست. تفکیک صوری این حوزه ها از یک دیگر فقط برای سهولت طراحی قسمت های دیگر برنامه انجام شده است.

 اهداف حوزه ی دانش

1- آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری

2- آشنایی با رشته های هنری (نقاشی، کاردستی، تربیت شنوایی، قصه گویی و نمایش)

3- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری

4- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

 اهداف حوزه ی مهارت

1- توسعه ی مهارت های حسی

2- توسعه ی مهارت های گفتاری

3-توسعه ی مهارت های حرکتی برای کاربرد مواد، ابزار و فنون ساده ی هنری

4- توسعه ی قابلیت ها ی تفکر

5- توانایی بیان افکار و احساسات در قالب های هنری

6- توسعه ی مهارت های اجتماعی

اهداف حوزه ی نگرشی

1- توجه به زیبایی ها و پرورش حس زیباشناسی

2- تمایل به ابراز افکار و احساسات

3- توجه به توانایی های خود و کسب اعتماد به نفس

4- علاقه به کاوشگری و کسب تجربه در رشته های مختلف هنری

5- توجه به حفظ آثار هنری و میراث فرهنگی

6- تمایل به برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیت های گروهی

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳ - ali rezaei

 

 3- آشنایی با تاریخ هنر: در جریان تربیت هنری، کودکان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آن ها آثار هنری و تاریخی و نیز آداب و رسوم و سنت های پسندیده ی کشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند. میراث فرهنگی که گنجینه ای از دانش ها، مهارت ها، فنون، عواطف، زیبایی ها و هنرهاست، می تواند ما را آموزش دهد، الهام بخش اندیشه و کار هنری ما و آیندگان مان باشد و نیز، به ما در رسیدن به ایده ها و آثار جدید علمی و هنری کمک کند.

 4- تولید محصول هنری : کودکان تخیلات (دنیای خیال) خود را با استفاده از ابزار و مواد گوناگون به صورت اثر هنری ارائه می کنند. آن ها در فرایند فعالیت هنری، راه های مناسب تری را کشف می کنند و علاوه بر عرضه محصولی تازه، به بیان هنری نیز دست می یابند، بدین ترتیب، بین ابزار، اشیا، تفکرات، احساسات و تخیلات خود ارتباطی تازه برقرار می سازند و به پدیده ها و اشیای پیرامون خود، نگاهی متفاوت پیدا می کنند. این گونه است که کودک با انواع صورت ها خیالی دیداری، شنیداری و. .. خیال پردازی می کند و با ابتکار خود، به ابداع و خلق آثار تازه ای دست می زند. بنابراین، به منظور ایجاد فرصت برای بروز خلاقیت در کودکان، باید آن ها را در یافتن راه مناسب بیان هنری آزاد گذاشت و از دادن الگوها، نقش ها، رنگ ها و حرکتهای از پیش تعیین شده، اجتناب کرد.

 5- نقد هنری: در پایان هر فعالیت هنری لازم است کودکان را تشویق کنیم که در باره ی فعالیت و اثر هنری خود توضیح دهند و دانش آموزان دیگر نیز آن چه را می بینند، بیان کنند، به این ترتیب، مقدمات آشنایی با نقد و تجزیه و تحلیل هنری فراهم می شود. توصیف موضوع و داستان کار عملی و نیز شیوه ی اجرای آن توسط دانش آموز، مهم ترین بخش از وارد شدن به حوزه ی نقد هنری است. البته مسئله ی مهم این است که بیش از هر چیز، نکته های مثبت و پسندیده ی فعالیت ها و آثار هنری دانش آموزان مورد تشویق قرار گیرد.

 اهداف برنامه ی درسی هنر

اهداف این برنامه درسی، هم سطح با اهداف بخش فرهنگی و هنری، در سه حوزه ی دانش، مهارت و نگرش تدوین شده اند اما از آن جا که هیچ مهارتی بدون دانش و آگاهی ایجاد نمی شود و هیچ فعالیتی بدون انگیزه و خواست انجام نمی پذیرد، تفکیک کامل این سه حوزه نیز امکان پذیر نیست. تفکیک صوری این حوزه ها از یک دیگر فقط برای سهولت طراحی قسمت های دیگر برنامه انجام شده است.

 اهداف حوزه ی دانش

1- آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری

2- آشنایی با رشته های هنری (نقاشی، کاردستی، تربیت شنوایی، قصه گویی و نمایش)

3- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری

4- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

 اهداف حوزه ی مهارت

1- توسعه ی مهارت های حسی

2- توسعه ی مهارت های گفتاری

3-توسعه ی مهارت های حرکتی برای کاربرد مواد، ابزار و فنون ساده ی هنری

4- توسعه ی قابلیت ها ی تفکر

5- توانایی بیان افکار و احساسات در قالب های هنری

6- توسعه ی مهارت های اجتماعی

اهداف حوزه ی نگرشی

1- توجه به زیبایی ها و پرورش حس زیباشناسی

2- تمایل به ابراز افکار و احساسات

3- توجه به توانایی های خود و کسب اعتماد به نفس

4- علاقه به کاوشگری و کسب تجربه در رشته های مختلف هنری

5- توجه به حفظ آثار هنری و میراث فرهنگی

6- تمایل به برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیت های گروهی

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳ - ali rezaei

 

آموزش هنر در ابتدایی

 دیباچه:

 

هنر، از الفاظی است که در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. در لغت نامه ی دهخدا به معنای علم، معرفت، دانش، فضل و فضیلت، فرزانگی، کمال کیاست و بالاخره به معنای فراست و زیرکی نیز آمده است.

هنر، در اندیشه ی دینی، درک یک حقیقت آرمانی است که در هنرمند، دغدغه ی شدن را ایجاد می کند. هنرمند فاصله بین بودن و شدن را درک می کند و برای طی این فاصله به تلاشی عمیق می پردازد، تا چگونه شدن را متجلی سازد.

 جایگاه و نقش هنر در برنامه ی درسی دوره ابتدایی

هنر یک از مواد درسی دوره ی ابتدایی است که در جدول درسی پایه های اول و دوم ابتدایی، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم، چهارم و پنجم یک هفته یک ساعت و یک هفته دو ساعت به آن اختصاص داده شده است.

«تربیت هنری» را به پنج موضوع کلی می توان تفکیک کرد که عبارت اند از :

1- زیبا شناسی 2- ارتباط با طبیعت 3- آشنایی با تاریخ هنر 4- تولید محصول هنری 5- نقد هنری

این مباحث، مهم ترین عناصر آموزش هنر از دوره ی ابتدایی تا دانشگاه هستند و بنابر سطح آموزش و متناسب با سنین آموزشی، باید مطرح شوند.

 1- زیباشناسی : از آن جا که هنر مبتنی بر شناخت زیبایی و آفرینش زیبایی است، خلاقیت، ابداع و آفرینش یک اثر زیبای هنری، جز با شناخت مفهوم جمال و زیباشناسی میسر نمی شود.به تعبیری، مفهوم تربیت هنری که به هنر خلاق مربوط می شود می تواند به فرایند رشد تیزبینی سرعت ببخشد و حساسیت فرد را نسبت به زیبایی افزایش دهد. زیبایی ها، چه آن ها که در نمایشگاه طبیعت اند و چه آن ها که محصول فکر و ذوق انسان اند، از دیدگاه اسلام محبوب و مطلوب اند و همه، مستند به خدا هستند. پس، از اولین قدم، آشنا کردن کودکان با زیبایی های محسوس موجود در طبیعت باعث تقویت حس زیباشناسی و زیبادوستی در آن ها می شود و آن ها را از زشتی ها دور می کند.

2- ارتباط با طبیعت: طبیعت با همه ی اجزاء و در همه ی نشانه هایش زیباست، طبیعت برای همه زیباست. کودک، جوان و پیر، روستایی و شهری، عالم و هنرمند و. .. همه و همه، طبیعت را دوست دارند و آن را در نهایت کمال، می شناسند.

آمیختگی با طبیعت و تاثیر پذیری از آن، در زندگی و آثار انسان هویداست. ساخته های بشری از آغاز تاکنون از طبیعت الهام گرفته اند. انسان با دقت در محیط پیرامون خود، به نکات و ظرایفی دست یافته و توانسته است به اختراعات و ابداعات تازه ای دست یابد. پس، توجه به طبیعت و دقت در مشاهده ی آن و دیدن آن چه در اطراف ماست، بر یادگیری و تجربه های ما تاثیر بسیار مهمی دارد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳ - ali rezaei

هنرتحول ساز

آموزش هنرگامی تحول سازدرتعلیم وتربیت               

مقدمه:  نظام آموزشی کنونی کشور ما به لحاظ پاره ای مسائل از قبیل عدم توجه به چالشهای موجود نتوانسته آنچنان که باید وشاید اندیشه ی فراگیران رادر برگرفته ونسبت به ایجاد نگرشی متفاوت ومتعالی دربرون دادهایش برنامه موفقی ارائه نماید و به همین دلیل بعد از اینکه فراگیر از فضای آموزشی وپرورشی  به فضای دانشگاهی وارد میشودبا تعارضهایی روبرو میشود که گاها حل آن برایش تقریبا ناممکن مینماید ویادر صورت عدم راهیابی به فضای دانشگاهی باجامعه ای روبرو میشود که تفاوتی فاحش بااندوخته های قبلی خود دارد، در اینصورت توانایی ایجاد تعادل را نداشته وعقده های متعددی گریبانگیرش میشود.جهت مقابله با این نوع چالش راههای گوناگونی وجود دارد که باید باکار کارشناسی جلوی این ناهماهنگی را گرفت، و با ارائه برنامه ی مدون وچاره ساز این مشکلات را به حداقل رساند.پس مسئله این است «چگونه میتوان با آموزش وپرورشی پیشرو بین درون دادوبرون داد سازمانی تعادلی برقرار نمود؟»ارزش واهمیت این مسئله برکسی پوشیده نیست.توجه به رویکرد هنر در آموزش وپرورش میتواند مسکنی قوی ضمن ایجاد تحولی چشمگیر در آن در جلوگیری از بحرانهای ناشی از کم ظرفیتی فرهنگی افرادجامعه باشد.

محتوی : ارزش واهمیت هنر در برنامه های فرهنگی هر جامعه بقدری مهم است که هیچ شخص بافرهنگی نمی تواند براحتی ازکنار آن بگذرد، زیراتاریخ نشان داده است یکی ازفاکتورهای تاثیر گذار وتاثیر پذیر در جوامع بشری هنر بوده است وکمتر محصولی از بشر توانایی تعامل به صورت دوطرفه داشته است.برای رسیدن به هنر بایستی به آن پرداخت وارزش آنرا چشید.

       هنربسان چشمه زلالی است که هم خودش گوارا ولذت بخش است وهم بازلالی خویش ،در مسیر جریانش پلیدیها را پاک نموده وبه آن موجود سرراهش صفا می بخشد،هنر معنی حقیقی زندگی است ودر جای جای زندگی اهمیت آن پیداست.تمام موجودات از جمادات ونباتات گرفته تاحیوانات وانسانها همه وهمه نمادی از هنر خداوندی است.زندگی بدون هنرمانند صحرای شوره زاری است که همه زیباییها وخوبیها را در زیر خاک دفن کرده وخشونت وبدیها وزشتیها جای صفای هنر را میگیرد.بنابراین باید هنر را درک کرد وبه آن پرداخت تا زیباییهای زندگی خود را بروز دهند،وبرای رسیدن به این مهم باید هنر را معنی کرد،چیستی وچرایی هنر در زندگی از جمله سوالاتی است که در صورتیکه مردمان یک جامعه از فکرومنش والا برخوردار باشد پاسخی مناسب در مقابل چیستی وچرایی(فلسفه) هنر دارند،برعکس جامعه با افکار پایین اصولا نیازی به هنر ندارند تا پاسخی هم به آن داده باشند در چنین جوامعی اجازه تبلور افکار واندیشه های نو وهنری رانمی دهند.بدین سبب افراد آن جامعه خشن ،تک بعدی نگروافراط ویاتفریط گرا بار می آیند. «هر اثر هنری به یک معنی رها ساختن شخصیت انسان است،احساسات ما معمولا مهار شده وسرکوفته اند،ما یک اثر هنری رامورد تامل قرار می دهیم و فورا احساس رهایی میکنیم ونه تنها رهایی، بلکه احساس قوت، رشد وتعالی هم میکنیم.فرق میان هنر واحساساتی گری هم درهمین جاست.احساساتی گری هم نوعی رهایی احساسی است منتها رهایی همراه با ضعف و وارفتن عواطف است.هنر هم رهایی احساس است،اما در عین حال  قوت واستوار شدن نیز هست. هنر رعایت اقتصاد دربیان احساسات است. هنر عاطفه ای است که صورت خوب از آن حاصل میشود.»(معنی هنر-هربرت رید)

         در جایی دیگر هنر را به این شکل مفهوم بخشید ه اند« هنر وزیبایی آن نمودی از طبیعت است که چون بوسیله حواس دریافت شد وازآنجا به مرکز اندیشه یا مشاهده درونی ادراک کننده منتقل گردید ، خاصیت آنرا دارد که واکنشهای مبتنی بر تجربه های اندوخته شده اش برانگیزد. بنابراین هر قدراندوخته تجربیات انسان فراوانتر وتواناییش به مشاهده درونی بیشتر باشد، تجهیزات وتدارکات وی برای درک زیبایی کاملتر وکارگرتر است،به بیان متداول «ذوق»او بهتر یا پرورده تر.»(معنی زیبایی-اریک نیوتن)

          در هرحال هنر به مفهوم آشنایی با زیبایی ودرک آن از اساس مدرکات زندگی وپویندگی است لزوم شناخت آن برهمگان معلوم واز بدیهیات است .هنر مقوله ای است پیچیده ودر عین حال ملموس وشناخته شده که از دیر باز واز آن زمان که انسان خود ومحیطش راشناخت ، به عنوان رکنی ازارکان زندگی مطرح بوده است.

        بی شک از آنجا که هنر رابطه ای ظریف وحساس با عاطفه واحساسات دارد، روز به روز ابعاد آن وسیعترگشته تا آنجا که به جرات می توان گفت اگرامروز این مقوله را از زندگی انسان حذف کنیم آنچه باقی میماند چیزی جز مشتی پوشال وچیزهای بی ارزش نمی ماند.بنابراین باید باورمان باشد که هنر را بایستی به اقتضای گستردگی ابعاد زندگی  مطرح نمود،وبه ارزشش پی برد ودر جهت تکامل وتکاثرش کوشید.

            در شرایط کنونی که ما در آن زندگی میکنیم یکی از ارکان زندگی، کیفیت ارتباط وتحولات ناشی از آن پیوسته جهت رشد فکری بشررا دچار تغییرات نموده وانسان را در فراز ونشیب های خودش متاثر کرده است.پر واضح است مابرای رسیدن به قافله در حال پیشرفت سریع بشریت بایستی از ابزار های موجود به نحو احسن استفاده نماییم وهر ابزار وامکانی را که بالقوه ما را در رسیدن به اهداف متعالی مکتبمان کمک کند بکار گیریم وجهت بالفعل نمودن بالقوه ها مسیر را هموار کنیم.آموزش هنر به عنوان پتانسیل کار آمد وکارسازمیتواند بسیاری از مشکلات نامرئی و ریزودرشت را به نحو مطلوبی در معرض توجه قرار دهد وطبعا مشکلات شناخته شده راه حلها را با خود به دنبال خواهد کشید. آموزش هنر مانند هر گونه فعالیت تربیتی دیگر باید با استفاده از تعالیم انسان ساز ونجات بخش  اسلامی وتاریخی کشورمان شرایط مطلوبی را برای ملت مان فراهم سازد. وهماهنگ وهمگام با شرایط بومی ،ملی ومحلی در جهت پیشبرد اهداف انقلابی مان ،در تربیت فکری ومعنوی کودکان ونوباوگان آینده ساز میهن عزیز اسلامی وبهتر کردن شرایط زندگی آنها و مهمتر از همه توجه به میراث غنی فرهنگی وتاریخی وحفظ آن بکوشد.فلذا برکلیه مسئولین ودست اندرکاران  نظام تعلیم وتربیت کشور یک وظیفه ملی وفرهنگی است که باتوجه به شرایط موجود هنر وهنرمند را در شاخصهای توسعه وبرنامه ریزی های مربوط به آن کاملا جدی گرفته ودر برنامه های خود این مقوله را به عنوان اساسی ترین عوامل توسعه ساز مورد توجه قرار دهند وبا ارائه راهکارهای عملی وسازنده در جهت رسیدن به نتیجه مطلوب تربیتی وفرهنگی که اساس آن عبارت از خودشناختگی وخود باوری وپرهیز ازخودباختگی وحفظ کیان تاریخی وفرهنگی خویش است گامهای موثرتر ی بردارند .

نتیجه ای که ازموارد مطرح شده فوق میتوان گرفت این است که فرایند آموزش وتربیت بایستی اقتضای زمان ومکان را به خود گیرد ومطابق شرایط موجود برنامه ریزی شود وهنر با توجه به انعطاف پذیری آن وتنوع اجرای آن ونیاز انسان به آن، توانایی تغییر وتنوع بخشی به مسیرفرآیندآموزش وپرورش رادارد وقادراست موانع ومشکلات دست وپاگیررابه طور محسوس از پیش روی برنامه ریزان ودست اندر کاران تعلیم وتربیت بردارد.

 

منابع وماخذ:

معنی هنر-هربرت رید

معنی زیبایی-اریک نیوتن

آموزش هنر- دکتر هادی هزاوه ای

تعلیم هنر برای معلم- مولف محمد مهدی هراتی

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ - ali rezaei

هنرتربیتی

مقدمه:هرجامعه ای متناسب با پیشینه فرهنگی خویش قوانین ومقررات خاص خودرا در جامعه پیاده میکند واین قوانین مطابق باوسعت نگرش عوام وخواص

آن جامعه در نظر گرفته شده ورعایت آن برهمه آحاد مختلف الزامی است لذا بایستی در اعمال واجرای قوانین شان کلیات فرهنگی مد نظر باشد در غیر اینصورت تعادل جامعه بهم خورده وناهنجاریها روز به روز برمشکلات آن افزوده ومانع بزرگی در جهت سلامت فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی و...بوجود آمده وکلیه زوایای پیدا وپنهان جامعه رادربرمیگیرد وسیر فرهنگی افرادرا درقهقرایی وانحطاط قرار میدهدبنابر این آنچه شایسته است  دراعمال واجرای قوانین ومقررات ،بایستی در            لفافه ای از ظرافت وزیبایی پیچیده وسپس مسیر توسعه وپیشرفت رابه کل جامعه ارائه نمودواین میسر نیست مگر آنکه سردمداران ومسئولین دارای ابعاد فکری سالم وآغشته به هنر وزیبایی باشد.

محتوی:هنرواقعیتی است که دربرگیرنده مفاهیم زیباوزیباگرامیباشد وهرانسان عادی در مرحله نخست برخورد با آن یک مفهوم زیبا وروحنواز رادر مخیله خود تداعی میکندحال ممکن است این زیبایی در موسیقی،تئاتر ،هنرهای تجسمی ویا هر آن چیزی که ازعهده هر کسی برنمی آید.لذا به هر شکل ممکن هنر موجب تلطیف عواطف وتلذیذ روح  وروان انسان میگرددوگاها انسان را ازاین دنیای مادی صعود میدهد به دنیای ایده آل وی وهمین عروج مقطعی برایش شور وشعف وصف ناپذیری را دست میدهد.جامعه ای که باهنر وهنرمند رابطه محسوسی داشته باشدبراحتی میتوان اثرات آنرادر جای جای زندگی افرادآن ملاحظه کرد چه در چنین جوامعی هنر وصاحبان واقعیش در تاروپود منش وهویت اشخاص نفوذ کرده وزیباییهای خلقت وطبیعت براحتی در دسترس عموم قرارمیگیرد.نیچه میگوید:«زیبایی سبب میشود ما از مرزهای محدود وجود خویش در گذشته  وبه منزلگاهی دلپذیرقدم بگذاریم.»اومیگوید:«زیبایی نیرویی است که موجب لذت وخرسندی میشود.وقتی پدیده ای در آدمی موجب حظ شدبه نوعی با او زبان به گفتگو میگشاید وبا او بوجهی همنوا وهمدل میشود.»

من در هیچ کجا موردی راندیدم که زیبایی را غیر ازهنر آورده باشندولو اینکه این قاموس مستقلا بکار رفته باشد ولی در نهایت به هنر ختم شده است آنچه مسلم است روح انسان در مواجه با زیبایی ،به انبساطی دست می یابد که گویا گمشده خودرا در آن پیدا میکند.استتیک( زیبایی شناسی) روند سوق انسان را به سوی سر منشا زیباییها که همان حقیقت مطلق وواجب الوجود است هموار میکند ولذا انسان آشنا باهنر مسیر حرکتش، درجهتی قرارمیگیرد که راحتتر به کمال وجودی خویش یعنی سرمنزل مقصود سیر میکند وچنین انسانی عاشق دلباخته ای میشود که جز رسیدن به مقصد نهاییش که همان حقیقت مطلق وزیبایی مطلق میباشد آرام نمیگیرد.

"در دنیای ما موضوع زیبایی که خداوند متعال در دیدگاه ما قرار داده است موضوعی اصلی است ،نه اینکه بشر آن را بطور غیر واقعی از جانب خودش مطرح کرده باشد.به این معنا ،مسئله زیبایی،تشخیص زیبایی ورفتن بدنبال زیبایی ریشه در روح ما دارد.شاید یک علت مهم خلق زیبایی ووجود آن در درون ما این باشد که اصلا روح در این دنیا بدون دریافت زیبایی نمیتواند آرام بگیرد ودوام بیاورد."(زیبایی وهنر-علامه جعفری-ص 159)

هنر بعنوان زاویه ای متفاوت در نگرش انسان، وی را به زیباییهای موجود در پیرامونش فرامیخواند وطبق تاکید آفریدگار بی بدیل که انسان را در نگرش دقیق ومتفاوت به خلایق ومخلوقات دعوت میکند، بایستی نسبت به محیط اطراف خود بادقت وتدبیر نگاه کنیم. آنجا که میفرماید :"به شتر نگاه کن وببین که چگونه آفریده شده است."بی تردید این هنر است که حواس پنجگانه انسان رادردقیق بودن وی به آنچه دراطرافش  اتفاق می افتدپرورش میدهدواورا در طرزوروش زندگیش آماده میکندروح وروانش صیقل میابد نخراشیدگی ها صاف میشودواین گونه انسان براحتی در برابر حقایق سرتعظیم فرود میاورد وملایمت خاصی دربرابر قوانین و مقررات ازخود نشان میدهد.جالب اینجاست که همین انسان ممکن است اگر دریابد که قوانینی  درخور حقیقت وشایستگی نیست مقاومت بخرج داده وتاحصول نتیجه مطلوب ازپای نمی نشیند به عبارتی دیگر اگر ناشایستگی وزشتی در جامعه خود نمایی کند بلافاصله دربرابر آن ایستاده فریاد حق خواهی خودرا به گوش دیگران میرساند. برخلاف نطر برخی ها که هنرمندان را به انفعالی بودن محکوم می کنند وهنر راموضوعی زاید وبطالت زایی میدانند. باید بگویم هنر حقیقی  پویندگی وپایندگی است ولی متاسفانه این ماییم که با کنار گذاشتن این حقیقت محسوس وبالقوه انسانی، خودرا از حقایق ریز ودرشت خلقت خویش دور مینماییم.یقین داشته باشیم که هنر وزیبایی رازی است که کلید آن جز به اهتمام خودمان دردریافت حقایق بدست نمی یابد.

نتیجه ای که میتوان ازاین جند عبارت بدست آورد این است که ما برای یک زندگی سالم نیاز به مقدمات خاصی داریم ویکی ازاین مقدمات مهم  احساس امنیت وآرامش است وآن بدست نمیآید مگر اینکه حقیقت وجودی خویش راباز شناسیم واین در سایه داشتن روحی سالم است وروح سالم بایستی بادرک زیبایی تربیت بشود وهنرازجمله راههایی است که میتواند انسانرا دردرک زیباییهاکمک نمایدچراکه "مابی غرضانه زیبایی رادوست داریم،تحسین اش میکنیم وزیبایی ماراسرشارازسرور میکند.از این امر چنین بر میاید که در زیبایی چیزی هست که به دلهای مانزدیک وگرامی است."(رابطه هنر باواقعیت-چرنیشفیسکی-ترجمه امین موید-ص13)

درآخر پیشنهادی که میتوانم در این خصوص ارائه بدهم این است که مسولین امر نسبت به هنر وهنرمند وپرورش استعدادهای نشکفته برنامه های علمی وعملی مدونی ارائه بدهند ودر این کار ازفرهیختگان فرهنگی وهنری بدور از هرگونه گرایشات سیاسی واجتماعی کمک بطلبند ودراجرای راهکار های پیشنهاد شده اهتمام جدی به خرج بدهند.

منابع وماخذ:

1-زیبایی وهنر-اثرعلامه محمدتقی جعفری

2- رابطه هنر باواقعیت-اثرچرنیشفسکی-ترجمه امین موید

3-سایت اینترنتی گوگل-هنر

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ - ali rezaei

هنر

 

چکیده:زوایای شناخت ومعرفت در زندگی ،برای انسان بسیار متعدد وپیچیده میباشدیکی از این زوایای بسیار باارزش وقابل ملاحظه هنروزیبایی حاصل از آن است،اگرچه این زاویه متفاوت بسیارکم فروغ ومهجور مانده ولی هراز چند گاهی بارونمایی از این ابزار مهم وپرجلوه توسط بشر مسیر تعالی وپیشرفت هموار گشته وبوسیله آن وباتوجه به آن افقهای زندگی برای بشریت روشن تر شده وکمالات انسانی راه خودرایراحتی پیموده است.

مقدمه : ساختار طبیعت موجودات، خصوصا انسان، طوری است که در نگاه اول سراسر پیچیدگی وآشفتگی را به ناظر وبیننده آن القاء میکندوهرچه درکشف کرانه های آن سیر منماید بیشتر در سردرگمی وتحیر غوطه ور میشود.اما آیا واقعا چنین است؟ آیا ما اجازه کشف راز ورمز گوشه های این هستی بیکران را نداریم؟یا اینکه ما خودمان درتنش هستیم وبه خودمان چنین مجوزی را صادر نمی کنیم؟درچنین صورتی آیا فکر نمی کنیم که آفرینش مان بر چه اساسی بنا شده است؟ویا اصلا وجودمان به چه درد میخورد؟ وفلسفه وجودی ما روی چه حکمتی سروده شده است؟وخیلی از سؤالات دیگرکه در اذهان بشریت ممکن است روییده وهمین طور بی جواب رها شده باشد.آیا واقعا چنین است؟شما دراین مورد چه نظری دارید؟ من سعی میکنم ازنگاهی متفاوت، درالفاظی کوتاه ،مطالبی را به رشته تحریر در آورم وامید آن دارم که بتوانم ازعهده این مهم بربیایم.

محتوی:همه ما درپهنه این گیتی پهناور، وقتی پا به عرصه وجود میگذاریم دلمان میخواهد، آرزو هایمان را برآورده ببینیم،ازکودکی که تازه به حد تکلم وگویش عبارات رسیده تا آن پیرفرتوتی که با مرگ دست وپنجه نرم میکند همه وهمه درراه رسیدن به آمال وآرزوهای خویش در تلاش وتکاپو هستند واگر شما جزو این افراد نیستید در واقع با جریان طبیعت همراه نیستید وحتما بایستی چاره ای برای خود بیاندیشید والاطبیعت خود دست بکار میشودو انسان بیکاره وبیمار رابراحتی از سرراهش برمیدارد.بنابراین توصیه میکنم تا دیر نشده آن چشمه جوشان خفته در درونتان را بگذارید جاری شود وآنگاه در می یابید چه ویژگی ارزشمندی رادردرونتان دفن نموده ایدواز آن بی خبرید.ویژگی ارزشمند وجود شما عقل وشعور شماست. حقیقتا این ویژگی خاص است که مارا ازسایرین متمایز میکند ودرصورت استفاده بهینه از آن ،مارا در جریان مطلوب طبیعت قرارمیدهدواگر چنین شد تازه چشمانمان بر زیباییهای این عالم باز میشود وتولد جدید خودرا باهمه جشن میگیریم.گفتم زیبایی وشما آنرا دریافتیدومهم این است که به آن پی ببرید. زیبایی ارزشی است که با انسان زاده میشود ودیگر زوال وفنایی برآن نیست ،اگر کشفش کنید.وبرای رسیدن به آن راه زیادی ندارید در همان نزدیکی شماست.فقط کافی است ابزار آنرادرست بکار ببریدوابزار آن همان است که در بالا ذکر شد.

وابزار بکارگیری عقل وشعور دراستفاده از مواهبی است که وجودمان ازآن عاریت گرفته شده است بیاد آوریم زمانی که ازمشتی گل ولای گندیده وآب بدبو   پاره ای از خودش را در آن دمید،درست همان کاری که انسان هنرمند باموادموجودبی مقدار پیرامونش میکند،هنری که آن آفریدگار بی بدیل، دروجود ما بخرج داد نظیر ندارد ومحض همان است که بخود تبریک میگوید.آیا ما نباید به خودمان تبریک بگوییم؟هنر دریچه ای است که در آن عقل واحساس بهم گره میخورد وعشق را میآفریند واگر وجودمان از آن عشق لبریز شود چه ها که میشود باور کرد.

معرفت وشناخت نبایستی  انحصارا در یک بعد ارائه گرددوسایر راههارا دررسیدن به کمال باطل شمرد جه اینکه راه هنر،همان راه زیبایی است که اگر به آن پرداخته شود ومورد حمایت قرارگیرد میتواند مسیر کمال رابرای انسان هموار ترنماید.مرحوم دکتر شریعتی میگوید:«مذهب دری است وهنر پنجره ای»(هنر-ص31)

بنابراین راه عشق ومعرفت دراستمداد از هنر پرفروغتر وروشن تر میگرددوکمالات انسانی باروشنایی هنر زیبایی مضاعف بخود میگیرد.دکتر شریعتی درجایی دیگر به وجودالزامی هنر در زندگی بیشتر تاکید میکندومیگوید:همانطور که طب زاییده ترس از بیماری است،هنر نیز زاییده نیاز به زیبایی است ودرست هم هست»(همان ماخذ-ص43)البته نباید فراموش کرد که ابزار هنر اگر در دست انسانهای نامعقول قرارگیرد خودنازیبایی میشود وانسان رادرراه رسیدن به کمالات انسانی خویش بازمیدارد،وانسان را مقید به صفات بعد غیرانسانی میکند وهمان زنجیری میگردد واورا در بند زیبایی محدود محصور مینماید.

«اگرهنرمندپیش از آنکه یک هنرمند باشداز حیات معقول برخوردار بوده باشد،بارقه های ذهنی خودرا پیش از آنکه کشتگاه حیات جامعه رابسوزاند،واقعیات ضروری وسودمندبرای مردم راهدف قرارداده آن بارقه هارادرراه روشن ساختن آن واقعیات به کار میبرد،نه در آتش زدن به کشتگاه  حیات جامعه.از طرف دیگر اگر رهبران خردمند واقعا برای مردم جامعه خود،حیات معقول را میخواهندمجبورند که بوسیله تعلیم وتربیت ودیگر رسانه ها،هنر ونتایج آنرابرای مردم قابل درک بسازند،وخواسته های معقول واحساسات عالی  آنان راتفسیر وقابل درک وپذیرش نمایند.»(زیبایی هنر ازدیدگاه اسلام-علامه محمدتقی جعفری-ص22)

نتیجه:آنچه مسلم است هنرصحیح ودور از وسوسه های شیطانی  میتواندمسیر هدایت را روشنایی ببخشدوزیبایی ها را با جلوه های نمادینش درنهاد انسان برویاندو اورابرای رسیدن به زیبندگی مطلوب یاری نماید.زیرا«هنرهای زیبا،نگهبان امین زیبایی در جهان است وغذای روح بوده ورسالت بزرگش ،آموزنده بودن است.»(هنردرقلمرو مکتب-جوادمحدثی-ص19)فقط رهبران جامعه بایستی بادرک درست وهمه جانبه، مسیر رابرای بروز استعدادها خصوصا استعدادهنری افراد بازگذارند واز هرگونه تک بعدی نگری در مسائل بپرهیزندودر این میان هنر رابه عنوان یک مسیر مهم تعالی بخش حمایت نمایند.

پیشنهاد:هدایت هرجامعه ای برای رسیدن به آینده ای روشن وپرفروغ مستلزم استفاده از پتانسیل های موجود در آن جامعه از هرحیث ولحاظ می باشد وهنر به عنوان یک پتانسیل جامعه ساز بایستی ازاساس مورد توجه قرارگیرد، وبرای رسیدن به این امر مهم می بایست در مدارس این مقوله جدا حمایت گردد وبا استفاده از نیروهای متخصص ومجرب، درس هنرباشیوه ای نوین تدریس گردد تا ضمن ببار آوردن نسلی آینده ساز وفرهنگی ومتعالی،ابتکارات وخلاقیتهای نوباوگان جامعه با این درس پرورش یابد.

منابع وماخذ:

1-زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلام-محمدتقی جعفری

2-هنر-علی شریعتی

3-هنر در قلمرو مکتب-جواد محدثی

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ - ali rezaei

اهمیت هنر

اهمیت رویکرد آموزش هنر

مقدمه:هنرنوعی از انواع  وضعیت برقراری ارتباط است که هنرمند بوسیله اثرخود بادیگران دارد،وبدین طریق افکار واندیشه ها واحساسات دیگران راتحت تاثیر قرار میدهد،در این شرایط ارتباط هنرمند، تولید کننده وواضع این ارتباط ومخاطبش گیرنده آن محسوب میشود.ودر مخاطب فاکتورهای مختلفی وجود دارد که به عنوان عوامل گیرندگی این ارتباط می باشد.و آن عبارت است از حس بینایی،حس شنوایی، حس چشایی،حس بساوایی وحس بویایی .در هرکار هنری هدف اصلی انتقال تجربیات ، احساسات واندیشه های بخصوص به دیگران است،بدیهی است کار یااثر هنری خوب، زمانی در خور توجه است که در این عمل (انتقال تجربیات) موفقیت بیشتری داشته باشد.

محتوی: در شرایط کنونی که ما در آن زندگی میکنیم یکی از ارکان زندگی، کیفیت ارتباط وتحولات ناشی از آن پیوسته جهت رشد فکری بشررا دچار تغییرات نموده وانسان را در فراز ونشیب های خودش متاثر کرده است.پر واضح است مابرای رسیدن به قافله در حال پیشرفت سریع بشریت بایستی از ابزار های موجود به نحو احسن استفاده نماییم وهر ابزار وامکانی را که بالقوه مارادر رسیدن به اهداف متعالی مکتبمان کمک کند بکار گیریم وجهت بالفعل نمودن بالقوه ها مسیر را هموار کنیم.آموزش هنر به عنوان پتانسیل کار آمد وکارسازمیتواند بسیاری از مشکلات نامرئی و ریزودرشت را به نحو مطلوبی در معرض توجه قرار دهد وطبعا مشکلات شناخته شده راه حلها را باخود به دنبال خواهد کشید. آموزش هنر مانند هر گونه فعالیت تربیتی دیگرباید بااستفاده از تعالیم انسان ساز ونجات بخش  اسلامی وتاریخی کشورمان شرایط مطلوبی را برای ملت مان فراهم سازد. وهماهنگ وهمگام با شرایط بومی ،ملی ومحلی در جهت پیشبرد اهداف انقلابی مان ،در تربیت فکری ومعنوی کودکان ونوباوگان آینده ساز میهن عزیز اسلامی وبهتر کردن شرایط زندگی آنها  ومهمتر از همه توجه به میراث غنی فرهنگی وتاریخی وحفظ آن بکوشد.فلذا بر کلیه مسئولین ودست اندرکاران نظام تعلیم وتربیت کشور یک وظیفه ملی وفرهنگی است که باتوجه به شرایط موجود هنر وهنرمند رادر شاخصهای توسعه وبرنامه ریزی های مربوط به آن کاملا جدی گرفته ودر برنامه های خود این مقوله را به عنوان اساسی ترین عوامل توسعه ساز مورد توجه قرار دهند وبا ارائه راهکارهای عملی وسازنده در جهت رسیدن به نتیجه مطلوب تربیتی وفرهنگی که اساس آن عبارت از خودشناختگی وخود باوری وپرهیز ازخودباختگی وحفظ کیان تاریخی وفرهنگی خویش است گامهای موثرتر ی بردارند .

اگر برنامه آموزش هنر خوب تنظیم شده باشدو در آن اهداف متعالی دنبال شده باشد،می تواند تاثیری مثبت در نحوه رشد شخصیت ، فکر واحساسات کودک داشته باشد.فعالیتهای هنری یکی از روشهای موثر در ایجاد شناخت کودک از دیگران همسالان خود می باشد، کودک در اثر تجربه وفعالیت عملی به این مهم دست می یابد که ممکن است در باب قضاوت اثرش توسط دیگران نگرش وبرداشتهای متفاوتی ارائه گرددوهرکسی بینش خاصی از پدیده های هنری دارد،وبا این وضعیت می آموزد برای انجام هر فعالیتی تنها یک راه وروش صحیح وجود ندارد بلکه ممکن است در برابر یک مسئله پاسخهای متعدد وروشهای متفاوت ارائه گردد که هرکدام مناسبت خاصی با جواب مسئله داشته باشد بنابراین می بایست فکر وعقیده دیگران را نیز باید محترم شمرد.

«کودک در مرحله آگاهی به دنیای خارج، اطلاعات وتجارب گوناگون وبی ارتباطی را بوسیله حواس پنجگانه  کسب کرده وسعی در برقراری ارتباط بین آنها می نمایدهیچ برنامه آموزشی بدون دخالت هنر کامل نیست. هنر می تواند در تدریس تمام مواد آموزشی به عنوان کاتالیزور عمل نماید.»(آموزش هنر_دکتر هادی هزاوه ای)

 فعالیتهای هنری غالبا با مشارکت وتبادل نظر وتبیین عقیده همراه است ،بنابر این کودک به ارزش ولزوم تشریک مساعی وهمکاری نیز پی می برد.این نوع فعالیتها  موجب افزایش آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوددر اثر انجام فعالیت هنری کودک وسایل ومواد مختلفی را آزمایش میکند،بافت اجسام رامورد بررسی قرار میدهد، به رنگ ونقش پدیده های طبیعی توجه میکند.در فعالیتهای نمایش وسرود زمینه ای فراهم می آید تا ایشان را با روحیه جمعی خوی گر سازد واز گوشه نشینی و فردگرایی بپرهیزند وگروهی بیندیشند واز تکروی،خود خواهی وخود پسندی دوری جسته وبه جمع پیوسته وبا جمع وبرای جمع می گردد،واین همان اساس زندگی بشری است که از انزوا بیرون آمده وبا شناخت خود ومحیط اطراف خود موجبات زندگی سالم را برای خود ودیگران فراهم سازد.

هنر اگر به درستی آموزش داده شود باعث تقویت قوه خلاقه وابتکاروبالا رفتن حس اعتماد به نفس و به تبع آن ازبین رفتن ترس ونگرانی در شخصیت وی می شود. باتشویق کودک به بیان آزادنه افکار واحساسات اونه فقط به پرورش قدرت خلاقه او کمک کرده ایم بلکه حس استقلال رانیز در اوتقویت کرده ایم.  

«ارزش تربیتی فعالیتهای هنری ،پیشه وطرح مربوط به ماهیت مشکل گشایی،به تاکید بیش از اندازه ای نیاز ندارند،زیرا جنبه های مهم حیطه یادگیری خلاق وزیبایی شناسی هستند. در انجام این نوع یادگیری ، معلم باید مطمئن باشد که کودکان:

1-به وظایفی که مطابق میل آنها از آنان خواسته می شود که انجام دهندویا خودشان دوست دارند انجام دهند توجه نمایند.

2-در وضعیتی قرارگیرند که درباره یک یا چند مسئله به طور عمقی وعقلانی فکر کنند.

3-وسایل وروشهای طراحی را که امید وارند منجر به حل مسئله بشود خودشان( ولو باکمک معلم)انتخاب نمایند.،در ضمن مطلع باشند که وسایل وروشهای جدید یا متفاوت می تواند ضمن کار ،پدید آید.

4-در نتیجه گیری، ازموفقیتها واستراتژیهای کاری خود ارزشیابی نمایند.

دانش آموزان در کارهای هنری قبلی وفعلی خود با انواع وسایل که گیرنده های حسی وقوه اختراعی آنان را توسعه میدهد آشنا می شوند،این آگاهی را با اعتماد بکار میبرند.»(هنر در مدرسه-جان لنکستر ترجمه سید عباس زاده)

نتیجه گیری وپیشنهاد:آموزش هنر واهمیت آن به حدی است که نمی توان منکر تاثیر آن برجامعه بود  ودرستی این مطلب را براحتی می توان درجوامع پیشرفته شاهدبود وبرای رسیدن به جامعه ای با ایده های برتر وپیشرفته به ناچار بایستی ار ابتدا امرگامهای درست وحسابی برداشت وبا برنامه ریزی اصولی، اساس توسعه رادر حداقل ترین زمان ممکن یعنی حدود دو دهه آینده به تماشا نشست.استفاده وبکارگیری معلمان متخصص ومجرب یکی از روشهایی است که در دوره ابتدایی کارساز خواهد بود ونیز پرورش افراد علاقه مند در این زمینه ویا مجهز نمودن مدارس به امکانات ومعلمان این دوره ازجمله گامهای اساسی می باشد که میتواند در جهت رشد وشکوفایی اسعدادهای بالقوه دانش آموزان موثر واقع شود.

منبع وماخذ:

_آموزش هنر- دکتر هادی هزاوه ای

_هنر در مدرسه تالیف جان لنکستر  ترجمه سید عبازاده

-تعلیم هنر برای معلم-مولف محمد مهدی هراتی

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ - ali rezaei

هنروزیبایی

تناسب هنروزیبایی

مقدمه:از زمانیکه انسان خودرا دریافت وبه ابعاد وجودی خود پی برد سعی در بروز حس لذت جویی خود بوده است البته ناگفته پیداست بشر بدوی با عنایت به اینکه درساختار زندگی خود هنوز بابحرانهایی مواجه بوده است لذا کشف گستردگی این حس باتجربیات تلخ و هراس انگیزدر جهت غلبه بر موانع طبیعی وغیر طبیعی  توام بوده ونتوانسته آنچنان که باید وشاید آرامش وآسایش خودرا فراهم آورد وامنیت که بعد از خوراک وپوشاک از درجه بالایی در زندگی برخوردار است رابرای خود وخانواده خود تامین نماید. بنابراین تلاش وی فقط برای زنده ماندن محدود میشود وبدیهی است در چنین شرایطی حس لذت جویی در منتها الیه توجه اوقرارمیگیرد ومیبینیم علیرغم این مشکلات در شبهای سرد  وطولانی دردرون غارها وپناهگاهها با استفاده از ابتدایی ترین ابزار در دیواره غارهای این حس خودرا بیدار میکندوبه امید رسیدن به شکار مطلوب خود تصویرات ذهنی خودر احک میکند پس میتوان گفت حس زیبایی طلبی همواره باانسان همراه بوده است حسی که به مرور زمان تبدیل به فن وهنر انسان میگردد.بالاخره به جرات میتوان زیبایی وهنر را به عنوان دوواژه مترادفی دانست که به زندگی انسان معنا بخشیده است.

محتوی: برای رسیدن به ارتباط زیبایی وهنر بایستی تعاریفی از هر دو واژه را ارائه نموده سپس به ارتباط آنها با هم بپردازیم. ابتدادرتعریف واژه هنر ﴿Kunst ,art׳اینگونه آورده اند:« هنرگونه اى از کنش هاى انسانى که از طبیعت فراتر مى روند و انسان بطور آزاد با ماده و هستى ارتباط برقرار مى کند.»  در فلسفه هنر، از بالاترین شاهکارهاى هنرى بعنوان برترین شاهکارهاى طبیعى که آفریده انسان هستند نام برده می شود. (سایت اینترنتی گوگل-واژه هنر )با این حساب هنر شاهکار خلاقیت انسان دربرابر کیفیت آفرینش وی محسوب میشود.انسان باتوجه به اینکه پاره ای از وجود خدا در روی زمین بامسئولیت های محدود قرارداده شده هنر خویش را از آن بالا به عاریت گرفته است. وخلق وخلاقیت در طبع وجودش نهفته است.فن ومهارت وصنعت وهنردری است بر گشایش وجودی انسان به درگاه ربوبی آفریننده اش. وگاها اتفاق افتاده که در آفرینندگی اش نظاره گرخویش را به حیرت وشگفتی وادار نموده است.

زیبا ، زیبایى ﴿schoenheit ,schoen ,beautiful﴾« زیبا مفهومى است در برابر زشت و نمایانگر احساسى است با کیفیت هاى مطبوع و خوشایند. زیبایى در استتیک بعنوان هماهنگى بخش هاى یک مجموعه فهمیده مى شود و بیان گر خواست ها و منظورهاى ظاهرى از یک پدیده است که آن را " زیبایى عینى" نیز مى نامند. ׳زیبایى در متافیزیک، همخوانى میان چیز مورد مشاهده و ایده یا تصویر نخستین آن است». (همان ماخذ) درمقایسه این دو تعریف گرچه درنگاه اول نمی توان شاخصی به عنوان وجه مشترک زیبایی وهنربدست آورد اما باغوص درعمق آن میتوان براحتی به یک مفهوم معنی دار دست یافت وآن اینکه در هردو مورد به صفات عالی ومتمایز انسانی در مواجه با سایر موجودات اشاره میکند، همان صفت که آفریدگارش وقتی که ازمشتی گل ولای گندیده آفرید به خودش تحسین گفت چرا که دست به آفرینشی زده بود ازنوع برترومسجود فرشتگان.واین انسان نیز در آفرینش خود همان کار خدایی میکند با این تفاوت که درابعادی محدودتر.بنابراین هنرکنش ماورائی انسان در مواجه با انسانیت خویش است وچون طبیعتش وسرشتش ازخداست کیفیت آفرینشش نیز رنگ وبوی خدایی میدهد واز همین روست که با آن به بالاترین شکل ممکن به کیفیت خوشایندی دست می یابدواین حال خوشایند وزیبا در شاهکارها وخلاقیتها به اوج خود میرسد.پس دریافت ما اززیبایی همان هنر ماست وما بایستی به خودمان ببالیم که از چنین طبیعت وسرشتی برخورداریم.

علامه محمدتقی چعفری در مجموعه مقالات خود درکتابی به نام زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام هنر رامترادف با زیبایی معرفی کرده وآن را یکی از نمودها وجلوه های بسیلر شگفت انگیز وسازنده حیات بشری به حساب میاوردومیگوید بینش های مذهبی در هنر عبارت از شناخت هنر وبهره برداری از نبوغ های هنر در هدف معقول وتکاملی حیات که روبه ابدیت و ورود در پیشگاه آفریننده نبوغ های هنری وواقعیتهاست.(زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلام –علامه جعفری-ص13)

««آرتور دانتوفیلسوف معاصر مدعی است که تحقق رسالت فلسفی هنر در آثار مارسل دوشان بخوبی آشکار است.در آثار این هنرمندهنر به معنای دقیق خود به فلسفه تبدیل شده است.بدین ترتیب آنچه که زمانی در حیطه هنرمی گنجید،متعلق و موضوع  فلسفه هنر گردید.نهایت این فلسفه نیز در ساحت زیبایی شناسی متجلی می شود.یعنی زیبایی شناسی به عنوان اوج حرکت متافیزیکی غرب روح انسان مدرن راتسخیر می نماید.»»(هنر وزیبایی-محمد ضیمران-ص11)

درنتیجه ای که ازاین چند مطلب دست میدهد این است که هنرباعنایت به اینکه جزئی از ذات اقدس الهی ومقام ربوبی اش محسوب میشود وهمان هم جزو حقایق کتمان ناپذیر خداست انسان نیز به تبع این قضیه به عنوان پاره ای از وجود خدا هنرخدایی خویش راکه زیبایی وصفا دردرون آن نهفته است خوشایند ترین حالت را درمواجه با شکوه وعظمت آن احساس میشود وهر هنری که جز این باشد به رده های پایین صفات انسانی تعلق میگیرد واززیبایی ماندگار آن کاسته میشود.

باتوجه به موارد فوق الذگر راهی نمی ماند جزاینکه سر تعظیم وکرنش در برابر حقایق وزیبایی های ناشی از آن فرود بیاوریم.نسبت به هنر انسانی مسئولیت شناس و احساس تعهد نماییم تا بتوانیم درزندگی محدود خویش آنچه لازمه هنر وزیبایی است سرلوحه شخصیت زندگانی خویش قرار دهیم وهر آنچه از توانمان بر می آید در جهت بسط وگسترش آن مضایقه ننماییم.    

                                                                                              

منابع وماخذ:

1- سایت اینترنتی گوگل-کلمه هنر وزیبایی

2-زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلان-علامه محمدتقی جعفری

3- هنر وزیبایی-محمد ضیمران

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ - ali rezaei

هنروتمدن اسلامی

                    هنر وتمدن اسلامی

مقدمه:درطول تاریخ بشریت همواره در تکاپووتلاش برای رسیدن به موقعیتهای بهتر ویا رسیدن به کمالاتی که زندگی اش را نسبت به گذشته روشنتر نماید بوده است ،ازبدو آفرینش وافق دور دست شواهد وگواهی های متنوعی مکتوبا ویا تصاویری  که بدست مارسیده همه مبین این مطلب هستند وجریان کلی آفرینش نیز جز این نمی تواند باشد چراکه از زمان هبوط ، انسان بین یک سری انتخابات مخیر گردید تا خود مسیر خویش را پیدا کند اما خداوندگار بزرگ بازهم از در لطف وعنایت ، بشریت را کاملا در تاریکی رها نکرد وباارسال چراغهای روشنگرانه ای افق دور مسیر را برای انسان مشخص نموده است که پرنورترین ومتبلورترین آن دین مبین اسلام است که برای کل بشریت حجت خویش را بخوبی اتمام وبه پایان رسانده است. حال این ماییم که مسیر درست خویش را بااین روشنایی تشخیص داده وروبسوی کمالات خویش حرکت نماییم اما بایستی از ابزار موجود در دسترس مان بدرستی استفاده نماییم ویکی از مصادیق مهم ارتقائ انسانیت خویش و بالابردن سطح نگرش وباصطلاح سطح فرهنگمان نسبت به امورات جاری وگریز ناپذیر زندگی مان است.بدیهی است هرچه مسیرمان جلوه زیبایی به خود بگیرد به همان اندازه راه رسیدن به کمالات مان هموارتر وبهتر میشود.درهرصورت راه وچاه هردو برای انسان مشخص است واین انسان است که باید انتخاب گرباشد وعقل و هوش خود رابا فطرت خویش در هم آمیزد وخود جلوه گاه زیبایی ها باشد.

محتوی:همه ادیان الهی وغیر الهی به نوعی جهت نفوذ در درون پیروان خود سعی بر استفاده از فطرت خداجویی وزیبایی گرایی انسان بهره جسته اند در غیر اینصورت باتوجه به طبیعت انسانی شانس نفوذ کمتر میگشت ناگفته پیداست که ادیان الهی درجهت کمال وپرورش حس الهی طلبی انسان، شعور وی رابکار می اندازند ولی سایر ادیان غیر الهی درجهت تحریک صرفا شورواحساس او دست به کار میشوند. یکی از مصادیق شعور انسانی استفاده از عقل وفهم می باشد فطرت انسانی نیز دقیقا براساس همین موهبت آراسته شده است .بدون شک اسلام از ادیان کامل الهی است که ایزد لایزال حجت خودرا بر زمینیان  تمام کرده است .اگر برگ تاریخ را به زمان صدر اسلام برگردانیم یعنی قرن 7 میلادی تمدنهایی مثل یونان ،ایران ،هند وچین ومصر بسیاری از مظاهر تمدن خودرا به رخ جهانیان کشیده بودنداما هرکدام بنا به دلایل ریز ودرشتی که برهمگان مبرهن است فاقد توانایی نجات بشراز کشمکش درونی وهدایت بسوی سعادت ونیکبختی بوده اندویکی پس از دیگری ولوبا طول عمر قابل توجه رو به اضمحلال نهاده اند بادرخشش اسلام آن هم در سرزمین فاقد هرگونه تمدن وفرهنگ جهان با فصل جدیدی از حرکت وکمال گرایی خویش مواجه می شود اسلامی که در ذات خود جز زیبایی ونیکی وسعادت انسانها چیزی ندارد ویقینا هنر خداوند منان در دین روشنگرانه اسلام گل میکند وهمه را به زیبایی وصفا دعوت میکند واین همان است که مطابق فطرت انسانی انسان است لذا اسلام هنر ناب خداوندی است که به بشر ارزانی گشته است.متاسفانه بعد ازمدت کوتاهی که از عمر اسلام میگذرد بنا به خودخواهی ونفع طلبی تعدادی از مسلمانان فاقد صلاحیت وفرهنگ، خواسته وناخواسته مسیر اسلام را به جای ارتقاء فرهنگ وهنر به زور شمشیر وتهدید تغییر داده واسلام بجای توسعه عمودی ووالامنشی به کشورگشایی وگسترش افقی تغییر مسیر میدهد وبه جای استفاده از هنر وفرهنگ تمدنها ونفوذ در درون انسانها به ویرانی وتخریب وتقابل با مظاهر تمدن میپردازد واسلا م عملا از دست صاحبان اصلی آن خارج میشود. بدون شک اگر اسلام توسط مدیران لایق وکاردان وشخصیتهای اصلی اش اداره میشد هم اکنون نه تنها جامعه اسلام بلکه بشریت دراوج فرهنگ وفرهیختگی وکمالات عالی به سر میبرد ولی افسوس که نشد.

واقعیت این است که اگر بخواهیم اندیشه اسلامی در مورد هنر رامورد بررسی قرار دهیم وبه نمونه های که نشانگر این مساله باشنداستناد جوییم؛باید به انواعی ازکارهای هنری در آثار اسلامی استنادکنیم که در بردارنده ویژگیهای یک کار هنری باشند.این امررا میتوان در نمونه هایی از قرآن،نهج البلاغه،ادعیه واحادیث رسیده از اهل بیت(ع) مشاهده کرد که متضمن ویژگیهای هنری می باشند.درحقیقت نوع نگرش وزاویه ی دید بزرگان دین اسلام همانهایی که وارث حقیقی اسلام ناب هستند جز در قالب زیبایی نمی گنجد واین بزرگواران ازچنان وسعت اندیشه ولطافت طبع برخوردار بوده اند که اگر پلیدان زمان مانعی برسر راه ایشان نمی شدند افق جهان بانور روشنگرانه این انسانهای برگزیده چنان تابان وپرتلا لو میشد که بشر هرچه در زندگی خود میدید همه شهود جمال جمیل حقیقی می شدونیازی به تفسیر وتوضیح بیشتر نداشت.البته شایان ذکر است هنردوره اسلامی علیرغم عدم وجود رهبران آکاه ومطلع ووجود خفقانهای فرهنگی بعد از مدتی در کشورهای متمدن تحت سیطره اسلام به نحو قابل توجهی از پیشرفت برخوردار بوده است ویکی از مصادیق ظهورآن وجود قران کریم درمیان مسلمانان وضرورت ایجاد پرستشگاههای مسلمانان یعنی مساجد می باشد وهنرمندان مسلمان با تمام وجود نسبت به ارائه آنها ظرافت به خرج داده اندوبعضا جزو آثار ماندگار بشری محسوب گشته اند.

درهر حال نتیجه ای که از این چند مطلب میشود ارائه نمود این است که هنرکه جزو لاینفک وجود انسانی است وازبدو آفرینش با او بوده وتا آخر نیز اورا همراهی خواهد کرد در گذر از تاریخ به تمدنهای متعدی برخورد کرده است وجزو الزامات وجودی آن تمدنها محسوب می گشته در برخورد با تمدن انسان ساز اسلام نیز علیرغم مشکلات ومحدودیتهای فرهنگی  سردمداران اولیه بعد ازپیامبراسلام آن به حرکت حلزونی خود ادامه داده ودر زمان حاضر به دست ما سپرده شده است بنابراین برماست از این ودیعه الهی به نحو احسن محافظت نماییم ودر جهت رشد وتکامل انسانی از آن بهره جوییم.

منابع وماخذ:

- اسلام وهنر:نوشته دکتر محمود بوستانی

- هنر:نوشته دکتر نظام الدین نوری

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ - ali rezaei

هنرواهمیت آن

 

هنر واهمیت آن

چکیده:زوایای شناخت ومعرفت در زندگی ،برای انسان بسیار متعدد وپیچیده میباشدیکی از این زوایای بسیار باارزش وقابل ملاحظه هنروزیبایی حاصل از آن است،اگرچه این زاویه متفاوت بسیارکم فروغ ومهجور مانده ولی هراز چند گاهی بارونمایی از این ابزار مهم وپرجلوه توسط بشر مسیر تعالی وپیشرفت هموار گشته وبوسیله آن وباتوجه به آن افقهای زندگی برای بشریت روشن تر شده وکمالات انسانی راه خودرایراحتی پیموده است.

مقدمه : ساختار طبیعت موجودات، خصوصا انسان، طوری است که در نگاه اول سراسر پیچیدگی وآشفتگی را به ناظر وبیننده آن القاء میکندوهرچه درکشف کرانه های آن سیر منماید بیشتر در سردرگمی وتحیر غوطه ور میشود.اما آیا واقعا چنین است؟ آیا ما اجازه کشف راز ورمز گوشه های این هستی بیکران را نداریم؟یا اینکه ما خودمان درتنش هستیم وبه خودمان چنین مجوزی را صادر نمی کنیم؟درچنین صورتی آیا فکر نمی کنیم که آفرینش مان بر چه اساسی بنا شده است؟ویا اصلا وجودمان به چه درد میخورد؟ وفلسفه وجودی ما روی چه حکمتی سروده شده است؟وخیلی از سؤالات دیگرکه در اذهان بشریت ممکن است روییده وهمین طور بی جواب رها شده باشد.آیا واقعا چنین است؟شما دراین مورد چه نظری دارید؟ من سعی میکنم ازنگاهی متفاوت، درالفاظی کوتاه ،مطالبی را به رشته تحریر در آورم وامید آن دارم که بتوانم ازعهده این مهم بربیایم.

محتوی:همه ما درپهنه این گیتی پهناور، وقتی پا به عرصه وجود میگذاریم دلمان میخواهد، آرزو هایمان را برآورده ببینیم،ازکودکی که تازه به حد تکلم وگویش عبارات رسیده تا آن پیرفرتوتی که با مرگ دست وپنجه نرم میکند همه وهمه درراه رسیدن به آمال وآرزوهای خویش در تلاش وتکاپو هستند واگر شما جزو این افراد نیستید در واقع با جریان طبیعت همراه نیستید وحتما بایستی چاره ای برای خود بیاندیشید والاطبیعت خود دست بکار میشودو انسان بیکاره وبیمار رابراحتی از سرراهش برمیدارد.بنابراین توصیه میکنم تا دیر نشده آن چشمه جوشان خفته در درونتان را بگذارید جاری شود وآنگاه در می یابید چه ویژگی ارزشمندی رادردرونتان دفن نموده ایدواز آن بی خبرید.ویژگی ارزشمند وجود شما عقل وشعور شماست. حقیقتا این ویژگی خاص است که مارا ازسایرین متمایز میکند ودرصورت استفاده بهینه از آن ،مارا در جریان مطلوب طبیعت قرارمیدهدواگر چنین شد تازه چشمانمان بر زیباییهای این عالم باز میشود وتولد جدید خودرا باهمه جشن میگیریم.گفتم زیبایی وشما آنرا دریافتیدومهم این است که به آن پی ببرید. زیبایی ارزشی است که با انسان زاده میشود ودیگر زوال وفنایی برآن نیست ،اگر کشفش کنید.وبرای رسیدن به آن راه زیادی ندارید در همان نزدیکی شماست.فقط کافی است ابزار آنرادرست بکار ببریدوابزار آن همان است که در بالا ذکر شد.

وابزار بکارگیری عقل وشعور دراستفاده از مواهبی است که وجودمان ازآن عاریت گرفته شده است بیاد آوریم زمانی که ازمشتی گل ولای گندیده وآب بدبو   پاره ای از خودش را در آن دمید،درست همان کاری که انسان هنرمند باموادموجودبی مقدار پیرامونش میکند،هنری که آن آفریدگار بی بدیل، دروجود ما بخرج داد نظیر ندارد ومحض همان است که بخود تبریک میگوید.آیا ما نباید به خودمان تبریک بگوییم؟هنر دریچه ای است که در آن عقل واحساس بهم گره میخورد وعشق را میآفریند واگر وجودمان از آن عشق لبریز شود چه ها که میشود باور کرد.

معرفت وشناخت نبایستی  انحصارا در یک بعد ارائه گرددوسایر راههارا دررسیدن به کمال باطل شمرد جه اینکه راه هنر،همان راه زیبایی است که اگر به آن پرداخته شود ومورد حمایت قرارگیرد میتواند مسیر کمال رابرای انسان هموار ترنماید.مرحوم دکتر شریعتی میگوید:«مذهب دری است وهنر پنجره ای»(هنر-ص31)

بنابراین راه عشق ومعرفت دراستمداد از هنر پرفروغتر وروشن تر میگرددوکمالات انسانی باروشنایی هنر زیبایی مضاعف بخود میگیرد.دکتر شریعتی درجایی دیگر به وجودالزامی هنر در زندگی بیشتر تاکید میکندومیگوید:همانطور که طب زاییده ترس از بیماری است،هنر نیز زاییده نیاز به زیبایی است ودرست هم هست»(همان ماخذ-ص43)البته نباید فراموش کرد که ابزار هنر اگر در دست انسانهای نامعقول قرارگیرد خودنازیبایی میشود وانسان رادرراه رسیدن به کمالات انسانی خویش بازمیدارد،وانسان را مقید به صفات بعد غیرانسانی میکند وهمان زنجیری میگردد واورا در بند زیبایی محدود محصور مینماید.

«اگرهنرمندپیش از آنکه یک هنرمند باشداز حیات معقول برخوردار بوده باشد،بارقه های ذهنی خودرا پیش از آنکه کشتگاه حیات جامعه رابسوزاند،واقعیات ضروری وسودمندبرای مردم راهدف قرارداده آن بارقه هارادرراه روشن ساختن آن واقعیات به کار میبرد،نه در آتش زدن به کشتگاه  حیات جامعه.از طرف دیگر اگر رهبران خردمند واقعا برای مردم جامعه خود،حیات معقول را میخواهندمجبورند که بوسیله تعلیم وتربیت ودیگر رسانه ها،هنر ونتایج آنرابرای مردم قابل درک بسازند،وخواسته های معقول واحساسات عالی  آنان راتفسیر وقابل درک وپذیرش نمایند.»(زیبایی هنر ازدیدگاه اسلام-علامه محمدتقی جعفری-ص22)

نتیجه:آنچه مسلم است هنرصحیح ودور از وسوسه های شیطانی  میتواندمسیر هدایت را روشنایی ببخشدوزیبایی ها را با جلوه های نمادینش درنهاد انسان برویاندو اورابرای رسیدن به زیبندگی مطلوب یاری نماید.زیرا«هنرهای زیبا،نگهبان امین زیبایی در جهان است وغذای روح بوده ورسالت بزرگش ،آموزنده بودن است.»(هنردرقلمرو مکتب-جوادمحدثی-ص19)فقط رهبران جامعه بایستی بادرک درست وهمه جانبه، مسیر رابرای بروز استعدادها خصوصا استعدادهنری افراد بازگذارند واز هرگونه تک بعدی نگری در مسائل بپرهیزندودر این میان هنر رابه عنوان یک مسیر مهم تعالی بخش حمایت نمایند.

پیشنهاد:هدایت هرجامعه ای برای رسیدن به آینده ای روشن وپرفروغ مستلزم استفاده از پتانسیل های موجود در آن جامعه از هرحیث ولحاظ می باشد وهنر به عنوان یک پتانسیل جامعه ساز بایستی ازاساس مورد توجه قرارگیرد، وبرای رسیدن به این امر مهم می بایست در مدارس این مقوله جدا حمایت گردد وبا استفاده از نیروهای متخصص ومجرب، درس هنرباشیوه ای نوین تدریس گردد تا ضمن ببار آوردن نسلی آینده ساز وفرهنگی ومتعالی،ابتکارات وخلاقیتهای نوباوگان جامعه با این درس پرورش یابد.

منابع وماخذ:

1-زیبایی وهنر ازدیدگاه اسلام-محمدتقی جعفری

2-هنر-علی شریعتی

3-هنر در قلمرو مکتب-جواد محدثی

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٥ - ali rezaei